تاريخچه کانون
کانون فرهنگي حکيم ناصر خسرو بلخي در سال 1367 خورشيدي بنا بر علاقمندي و ذوق فرهنگ پروري الحاج سيد منصورنادری از بودجه شخصي شان در شهر کابل تأسيس گرديد. در نخستين کنفرانس کانون، آيين نامه آن در سه فصل و بيست و دو ماده به تصويب رسيد و طبق ماده هفدهم مقرره مذکور، هيأت رهبري کانون به ترکيب ذيل انتخاب گرديد :
1 الحاج سيد منصور”نادري” 2. اکادميسن پوهاند دکتور عبدالاحمد جاويد 3. کانديد اکادميسن پوهاند مير حسن شاه 4. کانديد اکادميسن داکتر اکرم عثمان 5. عبدالحسين توفيق 6. رضا مايل هروي 7. رهنورد زرياب 8. لطيف ناظمي 9. واصف باختري 10. محمد يوسف کهزاد 11. عبدالله نايبي 12. محمد مهدي نصرت هروي .
مطابق ماده هجدهم آيين نامه کانون ، رئيس معاون و منشي شورا از ميان اعضاي هيأت رهبري برگزيده شدند
کانون بر مبناي اهداف ذيل، برنامه کاري خود را روي دست گرفت
تشويق و پشتيباني آفرينشگران پژوهش هاي علمي و ادبي .
خدمتگزاري در زمينه مسايل قانون گذاري فرهنگي، ادب و هنر و مسايل اجتماعي، عاري از گرايش هاي تفرقه افگنانه
تقويت سکتور فرهنگي و رفع موانع در راستاي گسترش ادب و فرهنگ .
حمايت و تقويه پروگرام هاي فرهنگي و کلتوري مطابق اساسات جامعه افغاني .
تهيه معلومات واقعبينانه فرهنگي و علمي براي سکتور فرهنگي و نشر گزارش هاي علمي و فرهنگي .
حمايت از فرهنگيان و سهيم ساختن تمام اقشار جامعه در بازسازي فرهنگ و هنر .
چاپ و تکثير تمام آثار حکيم ناصر خسرو همچنان نشر رساله هايي که در باره انديشه ها و افکار حکيم ناصر خسرو توسط محققان و نويسندگان تهيه و از سوي هيئت مديره کانون قابل چاپ دانسته مي شود .
طرح وايجاد مرکز پژوهشي ناصر خسرو شناسي از سوي کانون
راه اندازي کانکورهاي ادبي در اخير هر سال و اهداي جوايز بلند در زمينه هاي شعر، داستان پژوهش و ساير آثار ادبي و هنري براي آفرينشگران .
ايجاد مراکز فرهنگي در ساير ولايات و تأسيس کتابخانه هاي عامه در مرکز و ولايات کشور
آغاز فعاليت های عملی کانون
فعاليت عملی کانون با راه اندازی کانکور ادبی آغاز يافت. در سال 1367 نخستين فراخوان از سوی کانون برای اشتراک علما، دانشمندان، شاعران، نويسنده گان اعلام گرديد که در نتيجه شمار کثيری از آفرينشگران عرضه های ادبيات، فلسفه، علوم، هنر آثار بديعی و پژوهشی خود را برای اين کانکور بزرگ کانديد نمودند .
طی چهار سال پس از تأسيس کانون يعنی از سال 1367 تا سال 1370 همه ساله از محققان، نويسنده گان، شاعران، هنرمندان و ساير آفرينشگران عرصه های فرهنگ دعوت بعمل آمده تا فراورده های فكري و تراديده های ذهنی شان را در بخش های پژوهش ادبی، پژوهش فلسفی، شعر، نقد، داستان، نقاشی، ميناتوری و خوشنويسی برای اشتراک در کانکور های ساليانه حکيم ناصر خسرو بلخی ارائه دهند که در نتيجه ارزيابی آثار از سوی داوران، به آفرينشگران، جوايز اول، دوم و سوم اهداء گرديده است .
چهارمين محفل اهدای جوايز به برنده گان که آخرين برنامه اين کانکور بود در قوس سال 1370 با شکوه کم نظيری در شهر کابل گشايش يافت. درين کانکور بزرگ برای 56 تن از شاعران، نويسندگان، پژوهشگران، خوش نويسان و نقاشان جوايز بلند نقدی اهداء گرديد .
در تابستان سال 1370 خورشيدی به ابتکار کانون فرهنگی حکيم ناصر خسرو بلخی بمناسبت نهصد و سی ومين سال وفات حجت خراسان حکيم ناصر خسرو بلخی سمينار پژوهشی و تحقيقی در هوتل آريانا داير گرديد که در آن افزون بر بزرگان ادب و فرهنگ کشور، شماری از فرهنگنان کشور های خارجی نيز حضور داشتند .
درسال1369 خورشیدی فصلنامه تحقيقی و پژوهشی “حجت” ارگان نشراتی کانون به تدبير الحاج سيد منصور نادری تأسيس گرديد که در کار گراداننده اين نشريه وزين اساتيد و دانشوران عرصهء ادبيات تحقيقی هر يک محترمان استاد واصف باختری، دکتور اسد الله حبيب، عبد الحسين توفيق، رهنورد زرباب، پوهاند دکتور جلال الدين صديقی، معاون سر محقق حسين فرمند، پوهندوی سيد نور الحق کاوش، محقق حسين نايل، عبد الله نايبی، محمد مهدی نصرت هروی و رضا مايل هروی به عنوان مؤسسين و اعضای هيأت تحرير مجله منهمک بودند. هشتمين شماره مجله در حوت 1370 از چاپ بر آمد وبا آغاز تنش های ذات البينی در کابل، اين مثنوی جبراً محکوم با تأخير گرديد .
درقوس سال 1370 خورشیدی کتابخانه مرکزی کانون فرهنگی حکيم ناصر خسرو ارشهر کابل تأسیس گردید بود که در قوس سال 1370 با تهداب گذاری مجمع بزرگ کانون در چهار راهی سر سبزی واقع تايمنی اساس نهاده شد ، اما فعاليت کتابخانه بنا بر تهديد جنگها در شهر کابل معطل قرار داده شد .
. فعاليت کانون پس از سقوط کابل و آغاز آشوب های داخلي
با فروريختن آخرين برگهای تقويم سال 1371 و آغاز سال 1372 مجال زيستن در شهر کابل دشوار گرديد وانبوهی از شهر وندان گروه گروه به محلات مصون و آنسوی مرز ها کوچيدند. ولايات صفحات شمال کشور که در مصونيت نسبی نفس می کشيدند به ميزبانی شهريان کابل آماده شدند .
در چنين احوالی شهر پلخمری مناسب ترين محلی برای ادامه فعاليت کانون انتخاب شد و اين به دو دليل مؤثريت داشت: نخست آنکه زادگاه مؤسس و رئيس کانون که از آن مواظبت می نمود (دره کيان) در ولايت بغلان و نزديک به پلخمری موقعيت داشت که حضور ايشان بحيث يکی از رهبران متنفذ و مقتدر مذهبی و عنصر فعال سياسی – اجتماعی آن روزگار در حفظ ثبات سياسی – امنيتی ميان نيروهای در گير در محل تأثر بسزايي داشت و اين ثبات ،ضمانت خوبی برای ادامه فعاليت کانون بود. دوديگر اينکه شهرک مزدحم و پر جنب و جوش پلخمری که محل تلاقی چندين ولايات شمال کشور با هم و با مرکز بود، خصوصيت جغرافيايی روشنفکرانه خود را حفظ نموده بود که زمينه مساعدی برای ادامه کار فرهنگی برای کانون فراهم بود .
آغازين ماه های سال 1371 خورشيدی، فرجامين روزهای آفتابی در حيات کانون بود. در جوزای 1371 بنا بر تشديد جنگها دفتر مرکزی کانون به شهر پلخمری انتقال يافت که پس از جابجايی کانون در آن شهر، نخستين اقدام، احيای کتابخانه کانون بود .
قبلاً به کميت بيست و پنج هزار جلد کتب مختلف النوع از جمهوری اسلامی ايران خريداری وبا ميز های ويژه مطالعه و تحقيق و موبل و فرنيچر مدرن برای کتابخانه کانون در شهر کابل آماده گرديده بود که متأسفانه اين امکان ميسر نشد و بااين کتاب ها و وسايل ، کتابخانه کانون در شهر پلخمری فعال گرديد .
روابط گسسته کانون با فرهنگيان درشهرپلخمري مجدداً پيوسته گرديد و برنامه ها ووظايف کانون بر طبق پلان کاری آن بار ديگر از سر گرفته شد که نقش انسجام دهنده محترم پوهندوی دکتور سيد نورالحق کاوش معاون و دبير کانون درين راستا در خور تمجيد و ستايش است .
در جوزای 1372 دومين سمينار تحقيقی در احوال و آثار حکيم ناصر خسرو بلخی از سوی کانون در تالار کنفرانس های تخنيکم نفت و گاز شهر مزار شريف داير گرديد .
در اين سمينار که گروهی از شخصيت های فرهنگی ، دانشمندان ، ادبيات شناسان و استادان دانشگاه ها حضور داشتند، مقالات ارزنده تحقيقی ازسوی محققان ونویسنده گان ارائه گردید .
طی اين سالها در نتيجه تماس ها و روابط کاری کانون با انجمن ها و نهاد های فرهنگی کشور های همزبان يعنی جمهوری اسلامی ايران و جمهوری تاجيکستان، در سنبله سال 1373 هيأت کانون فرهنگی حکيم ناصر خسرو بلخی به دعوت مقامات فرهنگی تاجيکستان جهت اشتراک در کنگره جهانی هزارهء فردوسی منعقده شهر دوشنبه به تاجيکستان سفر نمود. هيأت کانون ضمن اشتراک در کنفرانس ، معاهداتی را با مقامات فرهنگی آن کشور از جلمه با انجمن”پيوند” به امضاء رسانيد و قرار شد تا نماينده گی کانون فرهنگی حکيم ناصر خسرو بلخی در تاجيکستان و نماينده گی “پيوند” در شهر پلخمری ایجاد شود .
در جدی سال 1372 هيأت کانون فرهنگی حکيم ناصر خسروبلخی به رياست محترم الحاج سيد منصور “نادری” رئيس کانون به دعوت مقامات فرهنگی جمهوری اسلامی ايران به آن کشور سفر نمود. هيأت کانون ضمن بازدید ، با مقامات فرهنگی آن کشور معاهدات همکاری متقابل را امضاء نمودند که به موجب آن حدود بيست هزار جلد کتب مختلف النوع از آن کشور قسماً خريداری و تعدادی نيز از سوی مقامات فرهنگی جمهوری اسلامی ايران به كانون اهداء گرديد که حجم نهايي کتابخانه با خريداری های بعدی به پنجاه هزار جلد رسيده بود .
در سالهای 1374 – 1376 کانون وارد مرحله بهتری از فعاليت های فرهنگی گرديد. طی اين مدت بيش از يازده عنوان کتاب كه برخي تأليف وبرخي نيز ترجمه شده بودند با تيراژ های بلندی از سوی انتشارات کانون حله چاپ در بر کردند؛ کتابهايي چون “عرفان ابن سينا”، “عقاب”، “دعايم الاسلام”،”ديدگاه های ناصر خسرو در مسأله جبر و اختيار”، “اوج شاهين” ، “رهنمای مسافرت به اروپا” ،”تاريخ خلفای فاطمی” و شمار ديگری از اين گونه کتاب ها که چاپ برخی از آنها بوسيله دستگاه طباعتی کانون(آي،بي،ام) که به منظور چاپ فصلنامه حجت خريداری شده بود انجام يافته و برخی نيز در خارج از کشور با هزينه کانون بچاپ رسيده است .
چاپ دوره دوم فصلنامه پژوهشی حجت در سال 1372 در شهر پلخمری از سر گرفته شد و از شماره نهم آغاز گرديد که شماره بيستم آن در حوت 1376 از چاپ بر آمد و با فرو پاشی مجدد کانون در جوزای 1377 نشرات مجله نيز متوقف گرديد .
در سال 1376 حجم فعاليت کانون در زمينه های مختلفی از عرصه های فرهنگ، گسترش بهتری يافته بود. چنانکه به منظور شناسايي بهتر کانون در ميان حلقات و مجامع فرهنگی جهان از نام کانون پيام هايی به مراکز مهم فرهنگی کشور ها مقيم آسيا، اروپا و امريکا فرستاده شد. در اين پيام ها از جانب الحاج سيد منصور نادری مؤسس کانون آرزو برده شده بود تا بخاطر نجات افتخارات تاريخی فرهنگ ديرين سال مان که مورد دستبرد و تجاوز اجانب قرار گرفته بود، تشريک مساعی بخرج داده شود .
اين پيام ها به انجمن قلم در امريکا، انجمن ميشل بانو در فرانسه، انجمن زردشتيان هند درهندوستان، انجمن رودکی در ازبکستان و انجمن پيوند در تاجکستان فرستاده شد. همچنان پيام های مشابه وجداگانه يي نيزعنواني پنجاه و يک تن از شخصيت های مستقل و سر شنا س فرهنگی افغان و غير افغان اعم از نويسنده گان و محققان زبان و ادبيات فارسی مقيم کشور های مختلف جهان فرستاده شد .
در راستای همين اقدامات تلافی جويانه جهت به نظاره کشيدن ارزش های فرهنگی کشور ، جشنواره بزرگ كانون فرهنگي حكيم ناصر خسرو بلخي رويدست گرفته شد وقرار بر آن شد تا اين جشنواره با اشتراک سه صد تن از فرهنگيان کشور و جهان از جمله يکصد تن از شخصيت های بين الملی به وجه شانداری در دره کيان داير گردد ؛ اما دريغا که با وجود مصارف هنگفت و تدارکات لازم آن از سوی کانون، بنابر کسترش و کشانيده شدن جنگها به صفحات شمال ، اين هماطي وسيع برگزار نشد .
در سال 1376 دومين نشريه کانون فرهنگی حکيم ناصر خسرو بلخی به نام “ماهنامه کيان” با محتوای دلچسپ و در خور ذوقها و سليقه های مختلف از چاپ بر آمد که تا جوزای 1377 نشر آن ادامه داشت .
بخش سنگتراشی و حکاکی يکی ديگر از عرصه های برازنده هنری بود که در جنب کانون فعاليت داشت. بهترين آثار گرانبهای هنری از سنگ ها و احجار قيمتي وغير قيمتي بوسيله حکاکان ماهر کانون آفريده شده که تذهيب رواقهای مسجد جامع الحاج سيد منصور نادری در تايمنی يکي از نمونه های کار اين حکاکان است .
لحظات پايانی دوره دوم فعاليت کانون با آغاز بهار سال 1377 فرارسيد و کانون يکبار ديگر آماج هيولای جنگ شد. با كشانيده شدن جنگ هابه صفحات شمال تمام داشته های مادی و معنوی کانون به تاراج رفت. کتابخانه کانون که پنجاه هزار جلد کتب ادبی، تاريخی، دينی، فلسفی، هنری و غيره داشت وبا وجوه هنگفتی تأسيس و در اختيار مردم قرار داده شده بود با تمام تجهيزات و ملحقات آن غارت گرديد .
ماشين آلات و افزار کار حکاکی و سنگتراشی که عوايد قابل ملاحظه ای از مدرک فروش توليدات آن بدست می آمد و همچنان تجهيزات و ماشين آلات مطبعه کانون که تمام نشرات كانون بوسيله آن انجام می يافت وتمام اين دستگاه ها با پول هاي گزافي از وجوه كانون خريداري شده بود، مورد چور و چپاولجنگ افروزان قرار گرفت و از ميان رفت .
افزون بر غارت و تاراج داشته های مادی کانون، ارزشهای معنوی آن نيز شديد ترين صدمات را متحمل گرديده است. با تأسف و اندوه فراوان، بهترين و شايسته ترين فرزند صديق کانون فرهنگی حکيم ناصر خسرو بلخی، جاودانياد محمد اسحق دلگير در آن روزگار شوم دق مرگ شد. مرحوم دلگير كه يکی از شاعران شناخته شده کشور بود و سالهای متمادی بحيث دبير کانون در ولايت بلخ خدمات فراموش ناشدنی را انجام داه است، در نتيجه فشار و اختناق جنگ جانش را از دست داد. روانش شاد و يادش گرامی باد .
همينگونه کارمندان و اعضای فعال کانون در حالت رقتبار اقتصادی و بی سرنوشتی قرار گرفته به کشور های همسايه مهاجرت اجباری را اختيار گردند .
فعاليت کانون بعد از کنفرانس بن و تأسيس دولت جديد
با پايان سالهای سردو سکوت و سالهای فترت و بی ثمری ، آغاز ديگری در سيستم سياسی کشور پديد آمد. کانون فرهنگی حکيم ناصر خسرو که در سالهای جنگ زيانهای فراوان مادی و معنوی را متحمل شده بود و تمام تأسيسات آن مورد چپاول قرار گرفته بود، يکبار ديگر به گونه آن که مجدداً تأسيس يابد، از نقطه صفر گام برداشت .
نخستين اقدام ، تأسيس مجدد کتابخانه مرکزی کانون بود که زمانی پنجاه هزار جلد کتاب داشت. برای هسته گذاری کتابخانه، به تعداد سه هزار جلد کتب متنوع از جمهوری اسلامی ايران خريداری گرديد و بنابر سعی و تلاش منسوبين و علاقمندان کانون به تعداد دو هزار و پنجصد جلدکتاب های مفقود شده که مهر کانون را در خود دداشتند شناسايي و دوباره به کتابخانه رجعت داده شدند. هم اکنون به تعداد پنج هزار و پنجصد جلد کتاب در کتابخانه جديد التأسيس موجود است .
بر نامه ديگر کانون عبارت از ايجاد فروشگاه کتاب بود که بنام “فروشگاه و نمايشگاه بزرگ کتاب” در تايمنی شهر کابل تأسيس کرديد .
در جوزای سال 1383 هيأت کانون ضمن سفر به جمهوري اسلامي ايران با چهل و هشت بنگاه نشراتی آن كشورقرار دادی را امضاء نمود که به اساس آن جمعاً به تعداد ( ) جلد کتاب از آن کشور وارد و به معرض فروش قرار داده شد. هم اکنون فعاليت کتابفروشی ادامه دارد و در صورت فراهم شدن وجوه کافی، حجم واردات و فروشات آن ارتقاء خواهد یافت همچنان در نظر است تا غرفه های سيار اين کتابفروشی در شهر کابل و نمايندگی های آن در برخی از ولايات ايجاد گردد .
فصلنامه حجت که شماره بيستم و آخرين جلد دوره دوم آن در حوت سال 1376 در شهر پلخمری از چاپ بر آمده و با متلاشی شدن کانون در حالت تعليق قرار گرفته بود .
درتابستان سال 1384 درشهر كابل نخستين شماره دوره سوم آن با محتوای وزين و قطع وصحافت زيبا از چاپ بر آمد و تا کنون شماره بيست و چهارم حجت با زيور جاپ آراسته گرديده است