پنج شنبه آذر ۳, ۲۰۶۰

رسم الخط زبان فارسی به عنوان زبان علم

رسم الخط زبان فارسی به عنوان زبان علم

نویسنده: کاندید اکادمیسین محمد رحیم الهام

منبع: فصل نامه فرهنگی، ادبی و پژوهشی حجت، شماره سوم، از سال دوم، صفحه ۱-۹، شماره مسلسل هفتم، میزان – قوس ۱۳۷۰

زبان یک نظام رمزی و انسانی است که افراد یک جامعه هم‌زبان برای مفاهمه با یک‌دیگر به کار می‌برند.

زبان و گفتار، با خلقت بنی آدم هم‌زمان است، مگر انسان در روند  هزاران سال پس از پیدائی خویش برای ثبت کردن زبان وسیله‌یی در دست نداشت.

تمام تجربه‌ها و دانش و اندیشه‌های خود را به دست حافظ می‌سپرد و با گفتاری به غایبان و آینده‌گان می‌رسانید.

سر انجام دشواری ها و محدویت‌های تفاهم گفتاری و ضرورت رسانیدن و بازماندن پیام‌ها به غایبان و بازمانده‌گان انسان را وادار ساخت تا وسیله‌یی را برای ثبت کردن گفتار ایجاد کند و به این صورت نبشتار را پدید آورد.

نبشتار نظام نمودارهای نگارشی، نمودارهای آوازی زبان است. پس گفتار و نوشتار دو نظام متفاوت نمودارهای رمزی تفاهمند، گفتار پدیده‌یی آوازای و نبشتاری پدیده‌یی نوریست.

نخستین گفته و شنیده و دومین دیده خوانده می‌شود. مگر هر چند  نبشتار پس از گفتار پدید آمده است، درک تفاوت این دو گونه تفاهم در نزد عوام  و خواص، در جامعه زبانی ما و دیگران، هم در گذشته‌ها و هم در این روزگار دشوار و نا آشکار بوده است. معهذا، در نظام فرهنگی خود ما این تفاوت درک و تبیین شده بوده است. به گونه نمونه، از حکما و سخن پردازان سده پنجم هجری ما ابومعین ناصرخسرو قبادیانی بلخی در زادالمسافرین (غالباً تالیف شده به سال ۴۵۳ه) زبان را دو گونه «قول» و «کتابت» می‌داند و گوید  که این دو یک چیز نیست، زیرا قول با حالت شینوایی و کتابت را حالت بینایی درک می‌شود. وی هم‌چنان  گوید که قول برای حاضران و کتابت برای غایبان است. قول از آن‌چه در نفس گوینده وجود دارد مستقیما حکایت می‌کند، مگر کتابت از قول حکایت می‌کند. پس کتابت حکایتِ حکایت است. قول بر کتابت مقدم است و معنی به قول نزدیک‌تر است تا به کتابت، و مقصود هم از قول و هم از کتابت معناست(۱).

در مغز به زمین، در آغاز سده بیستم، فرونیاند دوساسیور، که بینان‌گذار زبان‌شناسی معاصر پنداشته می‌شود، تفاوت بین گفتار و نبشتار را توضیح کرد و اشتباهی را که  زبان‌شناسان قبل از وی از قبیل«باپ» و «گرم» در تمیز بین این دو پدیده متفاوت مرتکب شده بودند باز گفت. وی آشکارا گفته است که «زبان و نگارش دو سیستم متفاوت نشانه‌ها هستند. دومین صرف به منظور نماینده‌گی از نخستین وجود دارد.»(۲)و شگفتی آور است که ماریوپی در کتاب«سرگذشت زبان» در باب رابطه نبشتار با گفتار شرحی هم‌گون با ناصرخسرو آورده است و گوید: «زبان یک نمودار کاملا اتفاقی فکر است، نبشتار نمودار گفتار است.» پس «نظام نبشتاری نمودار نمودار است»(۳) و این جمله واپسین همان سخن ناصرخسرو است که گوید: «کتابت حکایتِ حکایت است.» رابرت هال زبان‌شناسی معاصر امریکایی نیز در رساله «صدا  و املای انگلیسی» شرح مفصلی در اثبات تفاوت بین گفتار و نبشتار آورده است و گله می‌کند که چرا کسی نمی‌تواند این حقیقت مسلم را درک کند.(۴)

اما چنان‌که خواهیم  دید، نظام‌های نبشتاری، با آن‌که به حیث نظام‌های نموداری گفتار اختراع شده‌اند، نمودارهای کامل و دقیق نظام‌های گفتاری نبوده‌اند و نیستند. اگر تاریخ پدید آیی و تکامل رسم الخط را مرور کنیم   نقوش و خطوطی را که در روند روزگاران و در این‌جا و آن‌جا از برای نبشتن این یا آن زبان اختراع شده‌اند با زبان‌های مربوط هر یک و با زبان گفتار در کلیت آن تطبیق کنیم، کمبودها و نقایص آن‌ها در امر نموداری دقیق و کامل گفتار به صراحت آشکار می‌گردد. چنان که می‌دانیم، رسم الخط از رسامی نشات کرده است. انسان‌های روزگاران باستان خاطره‌ها، اندیشه‌ها و ایده‌های شان را توسط رسم‌‎های که از جانوران و چیزهای مجسم و مادی می‌کشیدند بیان می‌کردند. چنین نظام نبشتاری را ideographic writing یا  اندیشه نگاری خوانده‌اند. نمودارهای تصویری این نظام ربطی با واک‌های گفتار نداشت و گوینده هر زبانی می‌توانست تصویرها را به زبان خود تعبیر کند. در واقع  چنین نظام نوشتاری به یک زبان تصویری مانند بود تا به رسم الخطی که نمودار زبان مشخصی باشد.

مدلول‌های چنین تصویرها با گذشت زمان دگرگون گشتند و دیگر بر اندیشه‌ها و ایده‌ها دلالت نمی‌کردند و نمودار واژه‌ها شدند، چنین نظامی را که دومین مرحله تکامل رسم الخط پنداشته شده است «pictographic writing  یا تندیس نگاری» نامیده‌اند. این نظام نیز کامل و بی عیب و دقیق نبوده است. زیرا، از یک‌سو نشانه‌های نگارشی آن نمودارهای صداهای گفتاری نبودند و از سوی دیگر تنها بخشی از اسم‌های ذات و افعال و صفات و قیودی را که قابل ترسیم و تجسم بودند افاده می‌کرد و از ترسیم مفاهیم معنوی و غیر قابل تجسم عاجز بود.

در مرحله سوم تندیس‌ها تغییر هیئت دادند. مختصرتر و کوتاه‌تر شدند و به نمودارهای هجاهای گفتار مبدل گردیدند. این گونه نظام نبشتاری را  syllabic writing یا هجا نگاری نامیده‌اند. بدون شک در این مرحله نمودارهای نبشتاری با آوازهای گفتاری مرتبط شدند. در نظام هجا نگاری هر نموداری نشتاری به یک مصوت و تمام صامت‌های ماقبل آن دلالت می‌کرد.  در چنین نظام بایستی برای هر یک از مرکبات بی‌شمار صامت‌ها و مصوت‌ها نمودار جداگانه‌یی وجود می‌داشت تا ترکیبات ممکن هجاهای یک زبان را ثبت کند.

در مرحله چهارم، نظام نبشتاریی که «الفبایی alphabet writing » نامیده می‌شود به وجود آمد.

نظام‌های نبشتاری الفبایی آنهایی‌اند که هر واحد نبشتاری grapheme نمودار یک واکphoneme  یک واحد باشد. در نظام الفبایی آرمانی،  باید رابطه بین نمودار نبشتاری و واک یک  در برابر یک باشد؛ یعنی یک نمودار نبشتاری همواره و صرف بریک واک دلالت کند و یک واک همیشه و صرف با یک همین نمودار نبشته شود.  چنین نظامی را که «واکنگاری»phonemic writing  می‌نامند، زبان‌شناسان به وجود آورده‌اند و کامل‌ترین نظام نبشتاری الفبایی پنداشته می‌شود. مگر نظام‌های الفبایی موجود در جهان این ویژه‌گی را ندارند، و بنابران نمودارهای نبشتاری کامل و دقیق زبان‌های مربوط نیستند. شاید بتوان گفت که نظام الفبایی هیچ زبانی واک‌های زبر زنجیری suprasegmental    failures   زبان متعلق را ثبت  نمی‌کند، در برخی از آن‌ها یک نمودار نبشتاری هر چندین واک دلالت می‌‍کند و در برخی دیگر برای افاده واک‌های زنجیری segmentalphonemes نمودار نبشتاری وجود ندارد.

اکنون در پرتو آن‌چه گفته آمد، خواهیم کوشید تا وضع کنونی نظامی نبشتاری زبان فارسی را، بی آن که در باب منشاء و تطور آن  و این،‌ که، کی و در کجا و چه گونه جای الفباهای کهن خود ما را گرفت و رواج یافت چیزی بگوییم، به روش توصیفی به بررسی گیریم و بسنجیم که تا چه مایه می‌تواند به حیث رسم الخط زبان فارسی به مثابه زبان علم توان کارآیی در خود تواند داشت.

نظام نبشتاری زبان فارسی:

واحدهای نبشتاری زبان فارسی چنین‌اند:

{ آ ب پ ت ث ج چ ح خ د ذ ر ز ژ س ش ص ض ط ظ ع غ ف ق ک گ ل م ن و ه ء ی}

شمار این واحدها به ۳۲ می‌رسد.

اما واحدهای گفتاری (واک‌های فارسی از این قرار‌اند:

{ آ } /a /- 27                    { ز}/z/-14                        {پ} /p/-1

{ و } / u/ – 28                   {ش}/s/ – 15                      { ب } /b/ -2

{ و} /u/-29                       { ژ} /z/ -16                      { ت } /t/ -3

{ و} /o/-30                       { ح } /h/ -17                    { د } /d/ -4

{ .} /E/-31                       { ل } /L/-18                      { ک } /k/ -5

{ م } /m/-19                     { گ } /g/ -6

{ ن } /n/-20                      { ق} /q/ -7

{ و } /w,v/-21                   { چ } /c/ -8

{ ی } /y/    -۲۲              { ج } /j/ -9

{ ی } /i/         -۲۳            { ف } /f/ -10

{ .} /I/-24                               {خ } /x/ -11

{ی} /e/-25                             { غ } /g/ -12

{.} /a/ -26                             { س } /s/ -13

هر یک از واحدها نبشتاری نمودار واک‌های صامت در نزد اشخاص غیر زبان‌شناس، حتی آنانی‌که در مباحث املا ودستور زبان تالیفاتی هم دارند، «بسیط» انگاشته می‌شوند. در حالی‌‍که چنین  نیست، هر واحد نبشتاری صامت هم نمودار یک واک (بسیط) است و هم نمودار هیجاهای گوناگونی ممکن است هسته‌های شان واک‌های مصوت گوناگون باشند.

چند نمونه می‌‎آوریم:

پر{ پ ر}/par/

پر{ پ ر}/pur/

پر{ پ ر}/pir/

سر{س ر}/sar/

سر{س ر}/sur/

سر{س ر}/sir/

گرد{گ ر د}/gard/

گرد{گ ر د}/gurd/

گرد{گ ر د}/gird/،قس علی هذا

این ساختارهای نبشتاری را می‌توان با این شکل افاده کرد:

در تلفظ (گفتار): صامت+ مصوت =cv

در املا ( نوشتار): صامت +مصوت =cc

و نیز در گفتار: صامت‌+ مصوت+ صامت =cvc

در نوشتار: صامت+ صامت + صامت= ccc

نتیجه چنین می‌توان گرفت که هر واحد نبشتاری صامت نمودار سه گونه هیجا و یک واک است. هم‌چنان واک (z) با چهار نمودار نوشتاری  {ز ذ ظ ض} واک/s/ با سه نمودار {ث س ص} واک/t/ یا دو نمودار { ت ط} نبشته می‌شوند.

و اما ارزش‌های آوازی نمودارهای نبشتاری مصوت‌ها و تطابق آن‌ها  با واک‌های پیچیده‌تر است.

در فارسی ادبی افغانستان (دری) ۸ واک مصوت،‌ در فارسی ادبی ایران ۷ تا و در فارسی تاجکستان (تاجیکی) ۶ واک مصوت وجود دارد:

دری (افغانستان) فارسی (ایران) تاجیکی( تاجیکستان)

/i/                                    /i/                                    /i/

/l/                                    /I/                                   .

/e/                                 .                                     .

/ú/                                 /ú /                                 /ú /

/u/                                  /u/                                  /u/

/o/                                      .                                   .

/a/                                  /a/                                  /a/

/á/                                  / á /                                /o/

.                                     /E/                                  /E/

در نظام نمودارهای نبشتاری تاجیکی ( رسم الخط سریلیک) برای هر واک مصوت نمودار نبشتاری وضع شده است و به کار می‌رود. در مورد صامت‌ها نیز هر همین منوال است. اگر نبودن واکهای زبر زنجیری را در نظر نگیریم، می‌توان گفت که این نظام کاملاً الفبایی و واک نگاری است. مگر در نظام مشترک فارسی- دری حال بر منوال آبی است:

{آ}در آغاز و میانه واژه نمودار/a/ «به اصطلاح ممدود» است:

آورد، آفتاب،‌ آیین

مآل، مآخذ، مآثر

{ا} در آغاز واژه:

گاهی نمودار/a/ است: ارج، انگور،‌انار

گاهی نمودار/I/ است: امروز، امکان، املا

گاهی نمودار /u/است: استاد، استان، ‌اصول

گاهی نمودار/wa/ است: «و» عطف

گاهی نمودار /u/ است: من و گرز و میدان و افراسیاب

در آغاز واژه:

گاهی نمودار /wa/است: وی، ورزش، وقت

گاهی نمودار /wI/است: ورد، ولایت، وفق

گاهی نمودار /wu/است: ورود، وحوش، وصول

در میانه واژه:

گاهی نمودار /wa/است: اول، روند، کشاورز

گاهی نمودار /wI/است: متمول، مشاور، متهور

گاهی نمودار /wu/است: تمول، تهور، تحول

گاهی تلفظ نمی‌شود ( واو معدوله): خوانش، خواهر، خواب، خویش

در انجام واژه:

گاهی نمودار /aw/است: نو، جلو، بدو

گاهی نمودار /w/است:  مرو، تذور، سرو

گاهی تلفظ نمی‌شود: عمروبن وعاص، عمروبن لیث

گاهی نمودار واک مصوت است:

در میانه واژه:

گاهی نمودار /u/است: خوا، خورشید، خوش

گاهی نمودار / ú /است: خوب، بود، دستور

گاهی نمودار /o/است: آرزو، گفتگو، نکو

{ ی} گاهی نمودار واک صامت/Y/ است:

در آغاز واژه:

گاهی نمودار /ya/است: یک، یل، یزد، (فرخی یزدی)

گاهی نمودار /y/است: یار، یوغ، ید (دست)

در میانه واژه:

گاهی نمودار /ya/است: درایت، منویک، سیر

گاهی نمودار /ay/است: پیوند، پیکار، بیعت

در انجام واژه:

گاهی نمودار /ay/است: کی، نی، پی

گاهی نمودار /y/است: جوی،  موی، خوی

{ی} هم چنان نمودار واک مصوت است:

در میانه واژه:

گاهی نمودار /e/است: شیر(حیوان)، میوه، دیر

گاهی نمودار /i/است: تیر(لبن)، پیل، بیم

در پایان واژه:

گاهی نمودار /e/است: مردی (نکره)، همی، قلمی

گاهی نمودار /i/است: کشتی، قلمی(نسبت)، مردی(اسم معنی)

{ه} در آغاز، میانه و انجام واژه نمودار/h/ است: همراه، هراس، هوس

سیه‌کار، سپهسالار، بهمن؛ آه، ماه، گناه و هم‌چنان  در انجام واژه نمودار/a/ است: کمینه، نامه، بنده،  با این بررسی فشرده چگونگی تطابق نمودارهای نبشتاری با واک‌ها، آشکارا در می‌یابیم که در رسم الخط زبان فارسی دری «الفبایی» نیست و کار برد اصطلاح « الفبایی فارسی» نیز دقیق و درست نمی‌نماید.

رسم الخط ما، در واقع از یک نگاه «نظامی هجایی» است، و با آن‌که هجایی است. یک نمودار هم برای افاده چندین گونه هیجا و هم برای نمودار ساختن واک‌ها به کار می‌رود. افزون بر این در نبشته‌های علمی و فنی مانند ریاضی، فزیک، شیمی، هندسه، طب، دارو شناسی، خاک شناسی، ‌زیست‌شناسی، زبان‌شناسی و دیگر رشته‌های نمودارهای را به کار می‌بریم که ویژه‌گی تندیس نگاری و اندیشه نگاری را دارند و در این زمینه ها از نمودارهای رسم الخط یونانی ولاتین استفاده می‌کنیم و این خود نشان می‌دهد که رسم الخط ما ترکیبی از نظام‌های اندیشه نگاری، تندیس نگاری، هیجا نگاری و واک‌‎ نگاری است و عناصری از نمودارهای نظام‌های دیگر را نیز به عاریت گرفته است.

این رسم الخط توان و استعداد افاده واک‌های زبان فارسی دری را ندارد و این بزرگ‌ترین کمبود آن است. ما زبان خودمان را در این رسم الخط به کمک این‌که گوینده‌گان آنیم و به کمک قراین واژه‌گانی ودستوری می‎خوانیم، ورنه برای نوشتن و خواندن درست و قانون‌مند این رسم الخط هیچ گونه قاعده و دستوری وجود ندارد. به همین سبب در امر تلفظ درست مصطلحات علمی و فنی در خواندن دانشنامه ابن سینا و هدیهالمتعلمین فی الطب از ابوبکر ربیع بن احمد الاخوینی البخاری و عرایس الجواهر ابوالقاسم عبدالله کاشانی و اعلام جغرافی مندرج در متون کهن خویش در می‌مانیم. این رسم الخط هم‌‍چنان باعث می‌گردد که مصطلحات علمی و فنی نوین را که خود وضع یا از دیگران اقتباس می‌کنیم هر خواننده‌یی، با حدس و بی باوری نادرست بخواند و به جای این‌که زبان علمی و فارسی دری معیاری و یک‌ دست گردد مشوش و ناهنجار شود. این رسم الخط برای زبان شناسان در پژوهش‌های ریشه‌شناسی، آواز شناسی و دستور تاریخی زبان فارسی دری دشواری‌های را به میان آورده است. ما به یقین نمی‌توانیم بدانیم که واژه‌گان کهن زبان ما، و حتی آنهایی که اکنون نیز به کار می‌بریم هزار سال پیش چه سان تلفظ می‌شده‌اند.

نتیجه‌یی که می‌توانم بگریم این است که رسم الخط ما نمی‌تواند از عهده کشیدن بار افادات علمی در زبان ما براید.

نوشتن این رسم الخط از نظر تخنیکی نیز دشواری‌هایی دارد. برخی از نمودارها با نمودارهای پیشین و پسین می‌چسپند و برخی دیگر نمی‌چسپند. این امر یک پارچه‌گی واحدهای واژه‌‎گانی را برهم می‌زند، و شاید به همین علت است که در نوشتن، ماشین کردن و چاپ کردن متن‌ها فاصله گذاری بین  regutar spacing را مراعات نمی‌کنیم. بسیاری از نمودارهای نظام نبشتاری ما با تغییر جای‌های کار برد تغییر شکل می‌دهند؛ یعنی یک گرافیم چندین الوگراف دارد و آن چنین است که یک واحد نبشتاری به تنهایی یک شکل؛ در آغاز واژه شکلی دیگر و در میانه واژه و انجام واژه شکل‌های دیگری دارند مثلاً:

به تنهایی  {ع}  {پ}

در آغاز واژه {ء} { پـ}

در میانه واژه { سعـ} {سپـ}

در انجام واژه { سع}‌{سپ}

به تنهایی { ک } { ل }

در آغاز واژه { کـ }{ لـ }

در میانه واژه { ـکـ }‌{ ـلـ }

با { ا } { لا }

برخی از پژوهش‌گران، حتی  گویند که چون رسم الخط فارسی دری از راست به چپ نوشته می‌‍شود، از نظر حرکت دست از بیرون به سوی تنه دشواری پدید می‌آورد. هم چنین فراوانی نقطه نمودارها را بسا کسان از عیوب این رسم الخط دانسته‌اند.

پس چه باید کرد؟

بنده تجویز و پیشنهاد مشخصی برای رفع این کمبودها ندارم. به نظر من بهتر است در این گردهمایی، که یاران دانش‌مند جمع باشند، به مشاوره  بنشینیم، و به تصمیمی که خواهیم گرفت، عمل کنیم.

نشر شده در: دریچۀ به سوی کتاب, فصلنامه حجت, مقالات

بدون نظر.

نظر دهيد


Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.