پنج شنبه تیر ۱۲, ۱۳۹۹

نوایی خسرو، قلمرو شعر

نوایی خسرو، قلمرو شعر

نویسنده: شفیقه یارقین

منبع: فصل نامه فرهنگی، ادبی و پژوهشی حجت، شماره اول از سال دوم، صفحه ۳۴- ۴۶، شماره مسلسل پنجم، حمل- جوزا ۱۳۷۰ه.

اگر بخواهیم سیمای نوایی بزرگ را از زاویه شاعری‌اش بنگریم، در همان نگاه اول در می‌یابیم که او با لفطره و بالقوه  شاعر است و وقتی به آثار منظوم و شعری او نظر می‌اندازیم  و آن همه آفریده‌های شعری را با کمیت و کفیت غیر قابل تصور می‌یابیم، به این پندار می‌رسیم که نوایی شاعر به دنیا آمده، شاعر زیسته و تا امروز شاعر مانده است.

نوایی شاهر اکتسابی نیست بل شعر خمیره وجود  اوست و خون گرم رگ‌هایش، هر پرش نبض او، هر تکان قلب او و هر نفس او با شعر بسته‌‎گی ازلی و پیوند ابدی دارد و او شعورانه هم‌چون عده‌یی از شاعران  برای تفنین و طبع آزمای می‌سراید، نه هم‌چون برخی از شاعران آزمند برای خوشامد گویی شاهان و امیران و کسب قدرت و ثروت و نه هم‌چون عده‌یی دیگری برای شهرت یابی و نام جویی، بل او شعر را برای ادای رسالت بزرگی که تاریخ بر دوش او گذاشته است، می‌سراید. شعر در ژرفای قلب او زاده می‌شود، در روح و اندیشه او شکل می‌گیرد و پس از کمال یابی به هستی خویش بر صحفه کاغذ و صفحه روزگار دوام می‌دهد.

بزرگ مرد اندیشه و عرفان خواجه شمس الدین محمد حافظ گفته بود:

در اندرون من خسته دل ندانم کیست

که من خموشم و او در فغان و در غوغا ست(۱)

شاعر بزرگ  نوایی نیز در درون خویش چشمه زلال و همیشه جاری شعر را دارد که اگر او خاموش بنشیند یا به حرف آید، این چشمه همیشه  جوشان به جوش و خروش ابدی خود ادامه می‌دهد و لحظه‌های  خواب و بیداری، مستی و هوشیاری روز و شب و تاب و تب او را پر می‌کند.

نوایی در غلیان و جوشش شعر از خود می‌رود و شب و روز خود را گم کرده و زورق اخیتار را در دست امواج نیلی شعر رها می‌سازد تا به هر جایی که می‌خواهد، ببرد و در هر جایی‌که می‌خواهد، از حر کت باز دارد. از پدیدرا شدن نخستین سپیدی شیری رنگ بامداد تا محو شدن آخرین اشعه نورانی خورشید قلم نوایی از حرکت باز نمی‌ماند و به فرمان آن‌که  در اندرون نوایی زنده‌گی می‌کند، به روی کاغذ می‌لغزد و نقش‌های بدیع، تصویرهای ناب و نگاره‌های بی‌بدیل را  می‌آفریند و زمان‌ که  چشم خورشید آخرین نگاه خود را بر سطرهای شعر نوایی لغزاند و با پلک‌های بسته بر بستر شب آرمید، چراغی افروخته در کنار آن قلم و دوات و کاغذ(۲) می‌نشیند و شعرهایی را که تا نیمه‌های شب بر روی کاغذ زاده می‌شوند، نگاه می‌کند. از نیمه شب تا سپیده صبح این چراغ شب زنده دار در کنار نوایی بیدار می‌ماند و  گاهی گه  نوایی با رویای رنگین شعر تازه‌یی از خواب بر می‌خیزد، این چراغ همیشه بیدار او را یاری می‌رساند تا آن رویای رنگین شبانه را لباس حقیقت بپوشاند و آن شاهد زیبای شعر را که اینک آراسته و پیراسته به جلوه‌گری ایستاده است، تماشا کند.

اگر شعر این چنین بر روح و روان نوایی چیره نمی‌بود، اگر نوایی رسالت بزرگ رشد و کمال یابی شعر و ادبیات، زبان و فرهنگ به ویژه شعر و ادبیات و زبان و فرهنگ اوزبیگ را بر دوش نمی‌داشت و برای انجام  این رسالت عظیم و تاریخی این چنین استوار، پایدار و دوامدار کار نمی‌کرد، این همه آثار نادر و ارجمند چگونه به وجود می‌آمد، نوایی را می‌توان از جمله  پر کارترین شاعران  به شمار آورد او از سالیان کودکی و نو جوانی تا آخرین لحظه‌های زنده‌گی‌اش شعر و آفرینش ادبی را ترک نگفت و بدون خسته‌گی تمام لحظه‌های عمرش چنان چه درخت تناور عمر او هر سال میوه تازه و پخته‌یی داد که پس از پنچ سده و اندی هنوز آن درخت پر میوه سبز است و ریشه‌هایش هزاران نهال دیگر را به وجود آورده و به ثمر رسانیده است.

در عرصه شعر کارهای نوایی را از چند دیدگاه می‌توان نگریست:

۱- نوایی موجد آثار فنا ناپذیر شعریست: نوایی بیشتر و بهتر از گذشته‌گان و معاصرانش شعر سروده و شاه‌کارهای بی بدیل ادبی را در زبان ازبیکی آفریده است که نه تنها در عصر او همانند نداشت، بل امروز نیز هم‌چنان بی‌بدیل و بی‌همتاست. آفریده‌های نوایی اگر از یک سو از نظر کمی بسیار چشم گیر است، از سوی دیگر از نظر کیفی در حد اعلای هنری قرار دارد و هر یک از آثار شعری او هم‌چون همه شاه‌کارهای ادبی جهان بی نقص، عالی و ماندگار است. نه قبل از نوایی، نه در زمان نوایی و نه تا امروز هیچ شاعر اوزبیک نتواسته از نظر کمی و کیفی آثاری همانند او بیافریند، چنان‌چه شاعران و تذکره نویسان و مورخان نام‌داری چون:  ظهیر، غیاث الدین خواندمیر، دولت شاه سمرقندی و دیگران با استادی و پشت کار و پیش‌گام بودن نوایی معترف گردیده‌اند، چنان‌چه بابر که خودش شاعر بلند است، نازک خیال و توانایی‌ست در«با برنامه »به  ستایش وبزرگ‌داشت نوایی پرداخته و با چنین جملات از او  یاد«علی شیربیک شخص بی نظیری بود. به زبان ترکی هیچ کس به اندازه او بسیار و خوب شعر نگفته است. شش مثنوی به نظم آورده، پنچ آن به جواب خمسه و یکی ٱن بر وزن«منطق الطیر» سروده شده که لسان الطیر نام دارد. چهار دیوان از غزلیات خود ترتیب داده است که غرایب الصغر، نوا درالشباب، بدایع الوسط و فواید الکبر می‌باشد و رباعیات خوبی هم دارد…»(۳)

جامی، شاعر بزرگ زبان دری و پیرو استاد و دوست نوایی در بسا موارد و بسیار جاها شعر و سخن‌وری او را ستوده و از جمله طبع بلند او را در سرایش خمسه ستایش کرده است. به همین گونه خواندمیر مورخ نام‌دار که کتاب «مکارم الاخلاق» خود را در بیان فصلیت‌ها و مکارم اخلاق نوایی نگاشته است، در مورد قدرت شاعری و بزرگی و استادی او در شعر چنین می‌نگارد:

«… و الله الحمد و المنه  که مهارت عالی حضرت خداوندی مقرب الحضرت السلطانی در جمیع انواع مذکوره ( قصیده، غزل، رباعی، قطعه و مثنوی) به مرتبه‌یی بود که اگر شعرای ما تقدم زمان مبارکش را در یافتندی، دفتر گفت و گوی را در هم نوشته از اطراف جهان به آستان فضلیت آشیانش شتافتندی و گر چه  آن حضرت را به حسب  قوت طبیعت  و کثرت قابلیت هر دو نوع شعر ترکی و فارسی میسر بودی، اما میل طبع دراکش به ترکی از فارسی بیشتر بود.»(۴)

خواندمیر در همین مبحث از ارادت و عقیدت مولانا لطفی که خود شاعر توانایی بود و شعرهای ناب اوزبیکی از او به  جا مانده است، ذکری دارد که دلیلی‌ست بر استادی و هنرمندی نوایی در شعر ترکی: «مولانا لطفی که به لطف سخن یگانه آفاق بود و پیش از وی و به از وی به زبان ترکی کس شعر نگفته، در مبادی سن رشد و تمیز آن حضرت روزی به ملازمتش رسید و التماس نمود که از نتایج ابتکار و افکار خود به خواندن غزلی مرا بهره‌ور سازید. آن حضرت غزلی خواند که مطلعش این است:

عارضین یا پقاچ کوز و مدین ساچیلور هر لحظه یاش

بویلهکیم  پیدا بولوریولدوز، نهان بولغاچ قویاش

ترجمه: وقتی عارض خود را می‌پوشاند از چشمانم اشک باریدن می‌گیرد، مگر نه این‌ست زمانی که خورشید نهان می‌گردد، ستاره‌گان پدیدار می‌شوند؟

جناب مولوی از استماع این غزل غرا در بحر حیرت افتاده بر زبان راند که والله که اگر میسر شدی، ده- دوازده هزار بیت ترکی و فارسی خود را به این غزل بدل می‌کردم و حصول این معامله را فوزی عظیم می‌‍شمردم.»(۵)

مروری گذرایی بر آثار شعر نوایی«فانی» ما را به راستین بودن و بر حق بودن گفته‌های بالا باورمند می‌سازد. آثار شعری نوایی این‌ها‌اند:

الف– چهار دیوان شعر بزبان ترکی (اوزبیکی قدیم) که در برگیر شعرهای چهار دوره عمر او یعنی: کودکی و نوجوانی،‌ جوانی اواسط عمر و سالیان پخته‌گی و کهولت است و هر کدام این دفترها با نام‌های جداگانه و مناسب همان دوره عمر یعنی: غرایب الصغر، نوادرالشباب، بدایع الوسط و فواید الکبر نام گذاری شده و در مجموع به نام «خزایت المعانی» یاد می‌شود. در این دفترها بهترین نمونه‌های غزل‌های غنایی، فلسفی، اخلاقی و تربیتی و به همین گونه شمار قابل ملاحظه‌یی قطعه، مستزاد، ترکیب بند،  ترجیج بند، مخمس، مسدس، مثمن و معما جمع آمده که مروری بر آن‌ها چگونه‌گی شکل یابی جهان بینی، سیر تفکر و تکامل اندیشه و پخته‌گی شعر او را به دست می‌دهد حجم این چهار دفتر شعر حدود بیست و پنج هزار بیت است.

ب- خمسه ترکی:

پس از آن‌که شاعر داستان سرای زبان دری، نظام گنجه‌یی پنج مثنوی عاشقانه و فلسفی خویش را در پنچ بحر عروضی سرود و به تام خمسه یا پنچ گنج شهرتی تمام یافت، عده‌یی از شاعران به پیروی از او سرایش خمسه پرداختند و خمسه سرایی را هم‌چون سنتی و مکتبی ادامه دادند. عده‌‎یی به سرایش خمسه توفیق یافتند و عده‌یی در نیمه راه ماند و از پنج مثنوی فقط به اتمام یک یا دو تای آن موفق شدند. نوایی با خوانش خمسه‌های نظامی و امیرخسرو بلخی «دهلوی» در اندیشه آفرینش خمسه ترکی شد و در زمانی اندک ولی با شور و شوقی بی نهایت به سرایش خمسه ترکی که در بر گیر تخمینا سی و دو هزار بیت است،  توفیق یافت اگر چه پیش از نوایی شاعران دیگری مانند: قطب، حیدر خوارزمی و غیره اقدام  به سرایش خمسه بزبان ترکی نموده بودند، ولی هیچ یک از آنان به این کار توفیق نیافتند.

باید یاد آور شد که نوایی خمسه خویش را به تلقید یا پیروی کامل از نظامی، امیرخسرو و جامی نسروده بلکه خمسه‌های آنان انگیزه‌یی بوده برای سرایش خمسه ترکی، خمسه نوایی چنان استادانه است و چنان ابتکارات و ابداعاتی دارد که به قول جامی اگر به زبان دری سروده می‌شد، جای برای خوانش خمسه‌های نظامی و امیرخسرو باقی نمی‌ماند:

به ترکی زبان نقشی آمد عجب           که جادو دمـــانرا بود مهـــر لب

ز چرخ آفرینها بدان کلک باد           که این نقش مطبوع از ان کلک زاد

ببخشود بر فارسی گوهـــران    به نظــــم دری در نظــــم آوران

که گر بودی آن‌هم به لفظ دری         نماندی مجال سخـــن گستـــــــــر

به میزان آن نظم معجز نظام         نظامی که بودی و خسرو کدام؟(۶)

نوایی داستان‌های خمسه خویش را با طرحی تازه و ابتکاری پیریزی کرده و قهرمانان داستان‌های خویش را از دیدگاه‌های متفاوتی پرورده، چنان‌چه اگر در داستان «خسرو شیرین »نظامی و«شیرین و خسرو» امیرخسرو بلخی، « خسرو» کرکتر مرکزی داستان است، در داستان «فرهاد وشیرین» نوایی«فرهاد» نه تنها کرکتر مرکزی است، بلکه در حد یک تیپ پرورش و ارتقا یافته است.

نوایی در مورد این که خمسه او تقلیدنی بل ابتکار وابداع است، در مقدمه مثنوی«فرهاد و شیرین» چنین می‌گوید:

آنی نظم آیت که طرحی تازه بولغــای

او لوسقه میلی بی اندازه و بولغــای

یوق ایر سه نظم قیلعاننی خلایــق

مکــرر ایلاماک سیندین نه لایــق؟

خوش ایرمس ایل سو نگینچه رخش سورماک

یولی کیم ایل یوگور میشتور یوگورماک

بیرا و کیم بیرچمن داسایرایر دی

نیچه کیم گل آچیلغان کوردی تیر دی

هم اول ییردا ایماس گل استاماک خوب

بو بوستان صحنیده گل کوب چمن کوب(۷)

ترجمه دری:

چیزی را به نظم آور که طرحی تازه داشته باشد و مردم به خوانش آن رغبتی تمام نشان دهند، نه تکرار آن چیز که دیگران قبلا انجام داده باشند، بر تو سزاوار نیست که رخش خویش را در عقب دیگران بتازی و راهی را که دیگران پیموده‌اند، بی‌پیمائی. اگر کسی پا در چمنی می‌نهد و گل‌های نو شگفته را می‌بیند و می‌چیند، بر تو نیست تا از آن چمن چیدن گلی را آرزو کنی برای این که درین بوستان گل‌های بسیار و چمن‌های بسیار برای دیدن و گل چیدن وجود دارد.

قدرت نوایی در سرایش شعر به حدیست که خمسه خویش را با وصف مشغولیت‌های بسیار فکری و اداری در مدتی کم‌تر از دو سال به اتمام رسانید حالانکه نظامی سی سال از عمر خویش را فقط وقف سرودن خمسه ساخت و امیرخسرو نیز مدت درازی را به سرایش خمسه پرداخت، نوایی در همین مورد چنین می‌گوید:

نظامی کخ نظم اهلی استادی دور                 انینگ طبعی سوز جنسی نقادی دور

که بوگنچ لار دور متاعی انینگ                متاعی نی کیم اختراعی انینــــــــگ

همانا که ایل دین کنار تو توب                  یاریم قرن زحمت چیکیب قان یوتوپ

تا پا آلادی بیش گنج مفتا حینی                   یانا آنچه وقت ایتـــی اصــلا حینی

چو بیر قرن چرخ ایتی دور مدیر                چیقاردی بوا عجـــــو به دلپــــذیر

نیچه تا جوردین تا پیپ پرورش                ایشی بواوتوز ییل داد اردی بوایش

نی ایل محنتی دین ملالی انگا                  نی بوایش دین اوزگا خیالــــی انگا

یانا خسرو اول ترک هندی لقب                 که سوز بیرله آلدی عجم تا عرب

گشاد ایلا گونچه بو محکم حصار               بسی ایلاب افسانه دا اختصــــار

نیچه وقت انینگ هم ایشی بولدی                     که فکـــرت قه زانـــو به زانو ایدی

سنگاکیم یوق ایمکاک داغایت پدید            او لوس محنتی دین نهایت پدید

قیلیب تانگدین اقشام غه چه قیل و قال        یوزونگا ییتیب هر زمان یوزملال

اوزونگ تینمابین خلق غوغا سیدین         قولا غینگ خلایق عالا لاسیدین

بو محنت لارایچر چیکیب سوز گاتیل       زماندین کم و بیش اوتوب ایکی ییل

چیکیب خامه  بونامه اتمامی غه                       ییتورگاهی سین آغازین انجامی غه

که عقل محاسب شتاب ایلاسه                 دییلگان زمانین حساب ایلاسه

ییغیشتور سه بوالماس بار آلتی آی         که بولدونک بور عناغه صورت نمای(۸)

ترجمه:

نظامی که استاد اهل نظم و نقاد سخن و مخترع این گنج‌هاست، حدود نیم قرن از مردم کناره گرفته با زحمات بسیار پنچ گنج خویش را سروده و مدتی را نیز صرف اصلاح آن نمود در حالی‌که در ین مدت از پرورش چندیدن تا جور بر خور دار بود. نه ملالی از محنت مردم و نه خیالی غیر از سرایش خمسه در سر داشت به همین گونه امیر خسرو ترک نژاد هندی لقب که عجم تا عرب را با سخن خویش تسخیر کرده بود، با آن که این افسانه‌ها را بسی مختصر ساخت مدت  زیادی کار و فکر و مشغولیتش سرایش خمسه بود. تو کی با غم و محنت مردم مصروف بوده، از درد و رنج آنان هر زمان  در رنج بوده، و غوغای مردم گوش‌های  ترا پر می‌کرد و هم و غمت رفع  و دفع مشکلات مردم بود، در زمانی قریب به دو سال این نامه (خمسه) را به پایان رسانیدی که اگر مشغولیت‌های دیگر تو در محاسبه گرفته شود، در مدتی قریب به شش ماه به سرایش خمسه توفیق یافته‌ای.

مثنوی‌های خمسه نوایی این‌ها‌اند:

حیره الابرار، لیلی و مجنون، فرهاد و شیرین، سبعه سیار و سد اسکندری.

ج- لسان الطیر:

نوایی از آوان کودکی به مطالعه منطق الطیر شیخ فریدالدین عطار رغبتی تمام داشت و بعدها که به سرایش شعر و منظومه‌هایش پرداخت، هم‌واره در این آرزو می‌سوخت که این اثر را به نظم ترکی ترجمه و یا اثری نظیر آن بیافریند تا این که به سال(۹۰۴) یعنی در اواخر عمر کتاب منظوم لسان الطیر خود را در مدت دو ماه در حالی‌که هر شب حدود (۴۰ -۵۰) بیت می‌نوشت، به اتمام رسانید.

لسان الطیر نوایی دارای(۶۳) حکایت است که دوازده حکایت آن از منطق الطیر عطار اقتباس گردیده و متباقی آن از قصص قرآنی قصه‌های فولکلور یک و احادیث و کتب دیگر بر گرفته شده و بدین گونه می‌بینیم که نوایی نه تنها در سرایش خمسه،  بلکه در سرایش لسان الطیر نیز صرف یک پیرو یا یک مترجم نبوده و با آوردن قصه‌های و حکایات تازه، بر غنای منطق الطیر افزوده و ابداع و ابتکار را فراموش نکرده است.(۹)

د- دیوان فانی:

امیرعلی شیرنوایی شعرهای دری خویش را با تخلص (فانی) در یک مجلد جمع آورده که شامل قصیده، غزل، رباعی، مخمس، قطعه و دیگر انواع شعر بوده  و به قول خواندمیر حاوی شش هزار بیت می‌باشد.

نوایی در سرایش غزل‌های دری‌اش بیشتر به حافظ، سعدی، امیر خسروبلخی و جامی نظر داشته و هم‌چنان به استقبال میرسهیلی، مولانا شهابی، خواجه سلمان و شاعران دیگر غزل‌هایی سروده است.

علی اصغر حکمت  اشعار دری و به خصوص قطعات دیوان فانی را حاوی مطالب متنوع اخلاقی و پر از نکته‌های بکر و بدیع تشبیهات نغز و لطیف می‌داند.(۱۰) به همین گونه رکن الدین همایون فرخ  اشعار اختراعی (فانی) را دارای مضامین دلنشین و دلچسپ و پر از تشبیهات و استعارات نو دانسته، ادعا می‌کند که نوایی با اشعار دری خود موجد مکتبی در شعر شد که بعدها به نام مکتب هندی شهرت یافت.(۱۱)

خواندمیر در باره اشعار دری نوایی می‌نویسد:« دیوان قصاید و غزلیات فارسی این فارس میدان بلاغت شش هزار بیت است در غایت روانی و سلاست، مزین  به معانی خاص وجودت عبارت و بی شایبه تکلف و عایله تصلف.»(۱۲)

ه: نوایی افزون بر این‌ها آثار منظوم دیگری نیز دارد که عبارت اند از: سراج المسلمین( مثنوی دو صد بیتی در مسایل فقه)، حدیث الاربعین( ترجمه منظوم چهل حدیث حضرت محمد«ص» نظم الجواهر (ترجمه منظوم منسوب به حضرت علی کرم الله وجه) و پندنامه که همه به زبان ترکی چغتایی( اوزبیکی قدیم) سروده شده است.

۲- نقش نوای در آفرینش آثار بدیعی شاعران هم روزگار بر جسته  و با اهمیت است. نوایی اگر از یک سو با آفرینش آثار متعدد اوزبیکی و دری خویش در شگوفایی و غنامندی شعر و ادبیات سهم ارزنده خود را ایفا نمود، از سوی دیگر وجود او باعث به وجود آمدن تعدادی از آثار ارجمند زبان دری گردید. چنان‌چه عده‌‎یی از شاعران هم روزگار نوایی یا به خواهش و استدعای او، یا به تشویق و حمایت او، یا به پیروی از او، یا در بزرگ داشت از او، یا به نام او آثار خویش را آفریدند که این آثار هم  از نظر کمی و هم از نظر کیفی جای ویژه‌یی را در تاریخ ادبیات خراسان زمین داراست، به گونه مثال: جامی، شاعر بزرگ و متصوف سده نهم که ارادت و اخلاصی بی‌نهایت به امیرعلی شیر نوایی داشت، تعدادی از آثار خویش را یا به خواهش نوایی و یا به نام نوایی ایجاد کرده که می‌توان به گونه مثال از این‌ها نام برد: تحفه الاحرار، سبحه الابرار، لیلی و مجنون، یوسف و زلیخا و خردنامه اسکندری.

به همین گونه رساله صنایع و بدایع شعری و رساله قافیه امیر برهان الدین عطاالله، مثنویات مولانا علاءالدین کرمانی، قصیده مصنوع مولانا اهلی شیرازی، یوسف و زلیخای خواجه مسعود گلستانی، سحر حلال مولانا غیاث الدین محمد، رساله معمای مولانا شمس الدین محمد بدخشی، رساله معمای مولانا کمال الدین میر حسین و برخی از قصاید غرای شیخ احمد سهیلی، امیر کمال الدین حسین جلایر، مولانا نظام الدین استرا بادی و مولانا فصیح الدین صاحب دارا به یمن  وجود نوایی به منصه ظهور رسیده و جای خود را در کنار دیگر آثار ارجناک زبان دری و اوزبیکی احراز کرده است.(۱۳)

می‌توان گفت که امیر علی شیرنوایی هم با آفرینش بهترین و بیشترین آثار بدیعی شعری به زبان اوزبیکی در شگوفایی و غنامندی زبان و ادبیات  اوزبیکی و شناسایی این ادب و فرهنگ به جهانیان بیش‌ترین و موثر‌ترین نقش خود را ایفا کرد و هم با تشویق و ترغیب  و حمایت و پشتبانی از شاعران هم روزگارش سهم  خویش را در غنامندی این زبان ایفا نمود و هم با سرایش اشعار ناب دری باعث و بانی جنبش بزرگ ادبی در خراسان زمین گردید که بسیاری از آثار ارجناک زبان دری در دوره تمیوریان هرات به یمن وجود او به وجود آمده‌اند.

رکن الدین همایون فرخ به استناد کشف الظنون می‌نویسد: اثر معنوی امیرعلی شیرنوایی در شعر ترکی تا آن اندازه است که پس از او  شعرای ترک نه تنها سبک و روش او را تقلید کرده‌اند، بلکه  تخلص او را نیز بر تخلص خود افزوده و یدک کشیده‌اند، مانند: خیالی نوایی، حسینی نوایی، حامی نوایی شکری نوایی.(۱۴)

نوایی به شیرینی و رنگینی کلام خود در زبان ترکی و دری اشاره‌یی دارد که نقل آن در این‌جا بی مناسب نیست:

معنی شیرین و رنگینم به ترکی بیحد است

فارسی هم لعل و درهای ثمین گر بنگری

گوییا در راست بازار سخن بگشاده‌ام

یک طرف دکان قنادی و یک سو زرگری(۱۵)

و در این‌جا دفتر شعر و شاعری نوایی(فانی) را می‌بندیم با یاد این‌که مکتب ادبی فانی سالیان سال گشوده‌اند و پیروان این مکتب سالیان سال با آثار جاویدان خویش چراغ شعر و ادب را در خراسان زمین و هند زمین نگهداشتند و تا شعر و ادب دری و اوزبیکی زنده است، نام فانی نخواهد پذیرفت و با نام نوایی عشق و عرفان در گوش جان طنین انداز خواهد، زیرا بزرگ مردانی چون او را مادر گیتی هر روز به وجود نمی‌آورد و به قول شاعری:

سال‌ها باید که تا یک سنگ اصلی ز آفتاب

لعل گردد در بدخشان یا عقیق اندر یمن

و باز به قول شاعر بی‌‎همتای زبان دری«حافظ» نام نامی چنین ابر مردان شعر و هنر در جریده عالم ثبت می‌شود وسده‌ها و هزاره‌ها دوام و جاودانه‌گی او را تسجیل می‌کند.(۱۶)

منابع و مآخد

۱- دیوان حافظ شیراز، به کوشش احمد شاملو، چاپ مطبعه دولتی، کابل ۱۳۶۵ص۳۰٫

۲- نوایی در توصیف قلم و دوات و چکیده تراوش این دو بروی کاغذ که همانا گهرهای ناب و بیش بهای شعر و ادب‌اند، در مثنوی حیره الابرار خویش چنین تصویری به دست می‌دهد:

قلم دین چو کاغذ نگار ایلادیم              کوب اعجوبه لار آشکار ایلادیم

گهر او قدر ساچتیم آفاق ارا             که جوف اولدی گم بو کهن طاق ارا

تامیزغانده هر قطره سوانگا             سواورنیده تا مغان دور این جوانگا

دوات ایرمس اول اوزگا عالم دیگیل   نی عالم انی چرخ اعظم دیگیل

گر اول چرخ دین یوق نشانی انگا          نیدور یوزجهان معانی انگا؟

تر جمه:

قلم را چو بر صحفه کاغذ کشیدم، نگاره‌های بی بدیل و عجیبی پدید آوردم. آنقدر گهر در آفاق پاشیدم که جوف این طاق  کهن پر شد. هر قطره آبی که در قلم ریختم، به جای آب، مرواریدی از قلم بیرون تراوید…دوات که خود عالمی دیگر بلکه چرخ اعظم است، اگر از چرخ نشانی نمی‌داشت، پس چگونه صد جهان معانی را در خود نهفته می‌داشت؟

۳- دیوان ظهیرالدین محمد بابر، به کوشش شفیقه یارقین،  از انتشارات اکادمی علوم ج.۱، چاپ مطبعه دولتی ۱۳۶۲، ص ۲۸٫

۴- مکارم الاخلاق، خواندمیر، به کوشش ع.غ.بیانی، از انتشارات وزارت اطلاعات و کلتور چاپ مطبعه دولتی، ۱۳۶۰، ص ۳۲٫

۵- همانجا، ص ۳۳٫

۶- جامی،  نورالدین عبدالرحمن، هفت اورنگ، به تصحیح و مقدمه مرتضی- مدرس گیلانی تهران، چاپ دوم، ص ۱۰۱۲-۱۰۱۳٫

۷- ن.م. ملله یف تاریخ ادبیات اوزبیکی جلد اول،  تاشکند، ۱۹۷۶م، ص ۴۲۱٫

۸- امیرعلی شیرنوایی(فانی)، به کوشش محمد یعقوب واحدی جوزجانی، از انتشارات انجمن تاریخ، کابل:۱۳۴۶، ص ۸۴-۸۵٫

۹- تاریخ ادبیات اوزبیکی،ص ۵۱۸٫

۱۰- دیوان امیر نظام الدین علی شیرنوایی(فانی) ، به کوشش رکن الدین همایون فرخ.

۱۱- همان جا، ص ۷

۱۲- مکارم الاخلاق، ص ۳۶

۱۳- همان جا، ص ۳۶

۱۴ دیوان امیر نظام الدین علی شیر نوایی، ص ۱۴

۱۵- همان جا، ص ۲۱۲

۱۶- اشاره است به این بیت:

هر گز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق

ثبت است، در جریده عالم دوامـــــم ما

دیوان حافظ شیراز، ص ۱۴

نشر شده در: فصلنامه حجت, مقالات

بدون نظر.

نظر دهيد


Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.