دوشنبه آبان ۵, ۱۳۹۹

ارزش شاهنامه

ارزش شاهنامه

نویسنده: عارف پژمان

منبع: فصل نامه فرهنگی، ادبی و پژوهشی حجت،  سال اول،صفحه۵۰-۵۴شماره سوم، میزان-  قوس۱۳۶۹٫

شاهنامه، تاریخ سنتی منظوم آریانای کهن است. تاریخی که از راه روایات باستانی مذهبی، یادگار مانده است، فردوسی، این اثر عظیم ملی را در مدت سی وپنچ سال کار مداوم، به ثمر رسانیده است. تاریخی‌ که در نهادها و مغزها پراگنده  شده بود، زیرا تازیان هر گونه اثر یا کتابی را، در باره تمدن قوم مغلوب، نابود کرده بودند.

شاهنامه کوشیده است، فرهنگ مادی و معنوی ایران کهن را چنان‌که خوانده و شنیده است، به مردم خویش انتقال دهد.

این‌که نخستین شاه گیتی کیومرث، بوده است و همو بوده که پوشیدن جامه و خوردن طعام  را به مردم آموخته است و پس  از وی  هوشنگ شاه، آهن  را از سنگ جدا کرده است و به کشف آتش پیروزی یافته است. جشن سده  را بنیاد نهاده و کشاورزی و شهر سازی را به مردم باز آموخته است. به دنبال وی تهمورث دیو بند آمده که به آموزش دادن و  اهلی ساختن پرنده گان پرداخته است و وزیر او به اسم « شیداسپ» برای نخستین بار عبادت‌های دوگانه «نماز و روزه» را به وجود آورده است و باز جمشید  جم آمده و آلات و افزار جنگی را ساخته است و شهروندان را به چار گروه تقسیم نمود، مردان دینی سپاهیان، برزیگران و دامداران، هنر مندان و صنعت گران و از آن پس کشتی را اختراع نموده است  و در قلمرو فرهنگ معنوی «نوروز» را بنا نهاده است،  همه و همه نمایان‌گر آن است که شاهنامه جلوه‌های  از چگونه‌گی تکوین و تحول تمدن باستانی ایران را فرا چشم فرزندان زمانه خویش نهاده است، تا آنان را از نا آگهی و سر درگمی فرهنگی رهایی دهد و به آداب و رسوم ملی آشنا گرداند.

شاید اگر وی به گرد آوری و ثبت این روایات دست نمی‌زد، سیل حوادث این همه را در کام نابودی می‌افگند.

دانای خراسانی، شاهان  و دلیران و رزم آوران مرز وبوم خویش را از زیر توده های خاکستر شده‌ها بیرون کشید و در چار راه‌ها، در شهرها و روستاها، تصاویری از رستم نامدار، فریدون دادگر، کاوه آهنگر بر آویخت از آنجا که تاریخ باستانی کلیه ملل متمدن آمیخته به افسانه است، نیازی به آن دیده نمی‌شود که قهرمانان ملی یک سر زمین بطور حتم، شخصیت‌های تاریخی و واقعی باشند. مهم این‌است که مردم ، این ابر مردان را واقعی بینگارند از معنویت شگرف و قدرت جسمی آنان  در زنده‌گی  خویش بهره جوینده و هویت ملی خویش را بر بنیادهای حکم، استوار دارند. از سوی دیگر، تصویر و تجسم بیداد، پلشتی  و آزمندی و خیره سری، در شاهنامه در کالبد آدم‌های چون ضحاک و دیگران، به منظور برانگیختن، نفرت و نکوهش عامه، در برابر این مظاهر منفی می‌باشد، تا کم از کم در ذهن‌ها ریشه‌های ستم بارگی و تیرگی، خشکیدن گیرد و درخت دانایی و عدالت ورزی، تناور گردد. شاهنامه هنر پاک اندیشیدن و خوب زیستن را به آدمیان می‌آموزد.

شخصیت برازنده و خوب  در شاهنامه همان است که درست پیمان و نام جوی باشد، حاضر باشد برای برقراری، داد و دانش جان بیفشاند، سر بیگناهان را بباد ندهد و از شتاب و آزمندی دست گیرد.

در شاهنامه، شاهان و پهلونان عرفان‌گرای نیز دیده می‌شود، اینان به خاطر آرمان صلح یا ترس از ارتکاب گناه، زنده‌گی را کنار می‌گذارند، کسانی چون سیاوش وکی‌خسرو……..که بازهم هدف آنان قرار گرفتن در سنگر نیکی است. اما ارزش شاهنامه در همین بعد ملی و حماسی آن، تمام نمی‌شود، شاهنامه از نگاه ادبی نیز کم نظیر است. آیت فصاحت و بلاغت است. فردوسی، در توصیف صحنه‌ها و تجسم احوال و ایجاز کلام، سخن را به مرز اعجاز کشانده است. قدرت شگرفی که شاهنامه در کار برد تعبیرات گونه گون دارد. زیبایی این دفتر را دو چندان ساخته است.

در شاهنامه ، اندک موردی معنی لگد کوب لفظ شده است، صنایعی که در آن به کار گرفته شد. از کم‌ترین زنندگی و تصنع برخوردار است. بر اساس اقتضای یک منظومه حماسی، اغراق و مبالغه  مراعات النظیر، لف و نشر، انواع جناس و تشبیه و مماثله و پاره صنایع دیگر، در شاهنامه نگریسته می‌شود. شاهنامه گنجینه ایست از واژه‌گان اصیل دری که می‌تواند به صورت گسترده‌یی، نیازهای زبانی و معنوی زمانه امروز زا نیز مرفوع سازد، اغلب واژه‌گان مرکب یا مفرد معاصر که ظاهراً ساخته و پرداخته  معاصرین می‌نماید، در شاهنامه به کار رفته است. به صورت مثال، شاهراه، ره آورد، ورزش، کار آگاه، رایزن، گزارشگر و … استعمال لغات عربی در شاهنامه، در حدود چار درصد است این نکته آشکار می سازد که واژگان تازی، بیشتر در آثار مذهبی  و علمی آن زمان، وارد شده بود نه در زبان محاوره عامه.

زبان پارسی دری امروز، همان زبان فردوسی است. صنایع لفظی و معنوی و آرایش‌های دوره‌های بعد، در قواعد کلی زبان مداخله‌یی نداشته است. و به عنوان واپسین سخن، مرواریدهای از حکمت و اخلاق و تربیت که بر تارک این اثر کم نظیر جهانی آویخته شده است، نمی‌تواند به فراموشی سپرده شود.

این بخش شاهنامه، عالی‌ترین آموزش اخلاقی و حکمت آمیز را دربر دارد و راه رسم زنده‌گی فردی و اجتماعی را نشان می‌دهد و چه بسا رمز ورازی  در شاهنامه است که هنوز بر ما ناشناخته مانده است.

به قول شاهرخ مکسوب:« جهان شگفت شاهنامه هم‌چنان بر ارباب فضل در بسته و ناشناخته مانده است، اما در این دوران دراز، شاهنامه زنده‌گی صبور خود را در میان مردم عادی این سر زمین ادامه داده است و هنوزهم، صدای گرمش، گاه گاه این‌جا و آن‌جا،  در خانه‌ای یا قهوه‌خانه‌ای، شنیده می‌شود، و در هر حال تا این زنده گی خواهد بود و این صدا خاموش نخواهد شد.»

سر چشمه‌ها:

۱- سیر سخن، احمد احمدی و حسین رزمجو، مقاله فردوسی و اهمیت شاهنامه، محمد علی فروغی، انتشارات باستان، ۱۳۴۳ خورشیدی.

۲- ارزش ادبی شاهنامه، اسماعیل حاکمی، سخن سرانی‌های دومین دوره، جلسات بحث در باره شاهنامه فردوسی، انتشارات وزارت فرهنگ و هنر، ۱۳۴۹ خورشیدی.

۳- همان کتاب، ارزش ادبی و اهمیت شاهنامه محمود شفیعی.

۴- مقدمه بر رستم و اسفندیار، شاهرخ مسکوب تهران ۱۳۵۴ خورشیدی.

********

خدایگانا فردوسیا به فضل و هنــــــــر

ندیده است چو تو هیچ دیده بینــــــــا

هنر بروی زمین از تو یافت قدرو شرف

سخن بدور زمان از تو یافت فروبـــــها

(موید ثابتی)

نشر شده در: دانشمندان و متفکرین, دانشمندان کلاسيک, دریچۀ به سوی کتاب, فصلنامه حجت, مقالات, کليات شعر و ادب

بدون نظر.

نظر دهيد


Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.