یکشنبه شهریور ۲۴, ۱۳۹۸

فرهنگ، ویژه گی ها و شاخصه ها

                  فرهنگ، ویژه گی ها و شاخصه ها

نویسنده: لیلی صابری

فرهنگ از دیدگاههای مختلف مورد بررسی قرار گرفته و تعریف شده است. جامعه شناسان، فرهنگ هر جامعه را اساس و تمدن آن جامعه می دانند.

در یک تعریف ساده از فرهنگ، فرهنگ به عنوان میراث ملی یاد شده است. نخستین تعریف جامع فرهنگ آن است که فرهنگ مجموعه پیچیده است متضمن معلومات، معتقدات، هنر ها، اخلاق، قوانین، آداب و رسوم و تمامی تمایلات قابلیت ها و عادات مکتسبه که آدمی درحال عضویت در یک اجتماع حاصل می نماید. به تعبیر دیگر مجموعه ای از تمام ساخته های انسانی و تجربه جامع گروهی آدمی به آن تعلق دارد، فرهنگ نامیده می شود.

معنای لغوی فرهنگ:

فرهنگ در لغت به معنای دانش، حرفه، علم و به معنای فنون و ارزش ها و نیز آموختن و به کار بستن آمده است. فرهنگ در زبان عربی معادل ثقافت و به معنی ماهر شدن آموختن و یافتن است. لذا در یک جمع بندی کوتا و مختصر می توانیم معنای لغوی فرهنگ را بزرگی و سنجیدگی ادب و متانت، دانش و مهارت، آهنگ فرا داشتن و بالا آمدن و دستیابی به معارف والا و اخلاق متعالی بدانیم.

هر فرهنگ حاوی تعاریفی از فرهنگ موجود است و بر اساس آن دید دنیایی، نظام رفتاری، اوضاع عمومی و معارف مردمش را تشکیل می دهد. به طور مثال در فرهنگ عالی اسلامی اعتقاداتی در مورد خلقت انسان، آینده بشریت، ماهیت موجود، هدف از زندگی و مفهوم خوشبختی وجود دارد که با فرهنگ های دیگر متفاوت است. مفاهیم مذکور جواب گوی بسیاری از نیازهای مذهبی، فلسفی و روانی افراد است و در مجموع شالوده ی انگیزه و فعالیت های آنها را تشکیل می دهد.

معنای اصطلاحی و کاربردی فرهنگ:

        تا کنون ده ها تعریف از طرف محققان و دانشمندان فرهنگ شناس ارائه گردیده که هنوز اتفاق نظر پیرامون مفهوم توصیفی و کاربردی وجود ندارد. اگر این وحدت نظر وجود می داشت تا حدود زیادی بر وحدت و یکپارچگی جوامع تاثیر می گذاشت. تایلور دانشمند فرهنگ شناس می گوید: در روزگار ما کلمه ی فرهنگ بر همه ابزارهایی که در اختیار ماست دلالت دارد و بر همه رسم ها، و باور ها، دانش ها، هنر ها، نهاد ها و سازمانهای جامعه دلالت دارد. انسانها از گذر گاه فرهنگ جامعه خود، موجود اجتماعی می شود و با مردم پیرامون خود از صدها جهت، هم رنگی و هم نوایی می یابد و از مردم جوامع دیگر متمایز می گردد.

به عبارتی فرهنگ مجموعه ی است که شامل معارف، معتقدات، هنرها، صنایع، فنون، اخلاق، قوانین، سنن،‌رسوم، رفتار، سیستم تغذیه و بالاخره تمام عادت، رفتار و ضوابطی است که فرد به عنوان عضو جامعه از جامعه خود فرا می  گیرد و در برابر آن جامعه وظایف و تعهداتی بر عهده دارد یعنی مجموعه ای که به عنوان میراث گذشتگان از راه فراگیری مستقیم و غیر مستقیم به او منتقل می شود.

ویژگی های فرهنگ:

فرهنگ سه ویژگی عمده دارد:

۱-فرهنگ عام ولی خاص است. یعنی تمام جوامع بشری، نظام خویشاوندی، مقررات و مناسک اعتقادی، زبان و ادبیات، هنر و شیوه های اقتصادی دارند. اما هر جامعه دارای نظام فرهنگی خاص خود می باشد.

۲- فرهنگ متغیر ولی ثابت است. تمام پدیده های اجتماعی و غیر اجتماعی بنابر مقتضیات زمان و مکان، مطابق نیازها، اختراعات، تجربیات و مهاجرت ها، دستخوش تغیر و تحول قرار می گیرد ولی این تغیر و تحول به اندازه ای کند و آرام صورت می گیرد که در مشاهدات و ملاحظات روزمره ثابت به نظر می رسد.

۳- پذیرش فرهنگ اجباری ولی اختیاری است. یعنی فرهنگ، تمام حیات اجتماعی را در بر می گیرد، اما به ندرت خود را آشکارا بر افکار و اعمال ما تحمیل می کند. کودک، به ناچار جامعه، رفتار و اعمال جامعه و طایفه را می پذیرد ولی انسانهای جوان بنابر خصوصیت جسمانی، روانی و علمی که دارد در چهار چوب آنچه از جامعه خود می آموزد باقی نمی ماند و مختار است.

 

تاثیر متقابل فرهنگ و انسان:

انسان و فرهنگ اجتماعی، بر یکدیگر اثر متقابل دارند، از یک سو فرهنگ مسلط و حاکم بر زندگی اجتماعی است و این تسلط بدون آنکه محسوس باشد، تمامی زندگی افراد و شئونات حیات اجتماعی را در بر می گیرد و از سوی دیگر، با وجودی که فرهنگ، ظاهراً ثابت به نظر می رسد ولی همواره در معرض تغییر و تحول است و این دگرگونی به دست انسان و اراده ی او حاصل می شود. به طور کلی هر فرهنگ شامل عواملی است که جنبه مادی، ارزش های اجتماعی، مقررات و بالاخره مفاهیم ارزشی از مهمترین آنها هستند و تفکیک این عوامل اگرچه از نظر بررسی و تحلیل ضروری است اما معنای واقعی هر عامل در ارتباط با جنبه های دیگر و کل فرهنگ معلوم و مشخص می شود. اما این انتقال برای پذیرش آن توسط مردم جوامع دیگر کافی نیست، به علاوه جنبه مادی، مدتها طول می کشد تا باورها، قوانین، روابط و ارزش های اجتماعی نیز به تناسب شرایط جدید دگرگون شوند. در نتیجه نوعی فاصله زمانی به وجود می آید که آن را به اصطلاح عقب ماندگی فرهنگی می گویند.

جوانب مختلف فرهنگ:

دو جنبه متمایز مادی و معنوی، در فرهنگ هرجامعه قابل تشخیص است: یکی فرهنگ مادی که شامل ابزارها و اشیائی است که به دست اعضای پیشین ساخته شده است و برای اعضای فعلی به ارث مانده است و دیگر فرهنگ معنوی که رسوم، معتقدات، فرهنگ علوم و هنرها را در بر می گیرد. فرهنگ عصاره زندگی اجتماعی است و در تمام افکار، اهداف، معیار، ارزش ها، فعالیت های انسانی و ضوابط فردی و اجتماعی منعکس می شود. انسان موجودی اجتماعی خلق شده است و هدف خلقت وی در جامعه تحقق می پذیرد. به کمک فرهنگ است که انسان از جهات مختلف با مردم پیرامونش همرنگ و هماهنگ می گردد و از مردم و جوامع دیگر متمایز و مشخص می شود. هم چنین بشر به اتکای این فرهنگ، جهانی را تسخیر می کند و به جای آنکه در مقابل تحریکات محیط طبیعی دست خوش تغییر شود، جهان را موافق حال خود تغییر می دهد.

وجوه مشترک فرهنگ ها:

همه فرهنگ ها گذشته از خواستگاه خود از ویژگی های مشترکی برخوردارند که اشاره به برخی از آنها می تواند در بررسی پدیده های اجتماعی سودمند باشد.

۱-برخی از فرهنگ ها، فرا گرفتنی است. بدین معنا که فرهنگ قابل آموختن است و از راه وراثت به دیگری انتقال نمی یابد. در واقع فلسفه وجود آموزش و پرورش در جامعه انسانی نیز همین ویژگی است. «اکتسابی بودن»

۲- خواستگاه فرهنگ، اجتماع بشری است. در واقع یک موضوع اجتماعی است که در جامعه شکل می گیرد و باور می شود مفهوم می یابد. «اجتماعی بودن»

۳- هر چند فرهنگ بزرگترین نیاز جامعه بشری است،‌ولی خود اساسی ترین نیازهای زندگی انسان را بر آورده می سازد.

۴- فرهنگ،‌ ایستایی (رکود) نمی پذیرد و با گذشت زمان به هر حال تحول می یابد.

۵- فرهنگ قابل انتقال است و از نسلی به نسل دیگر و از ملتی به ملت دیگر منتقل می شود.

ویژگی ها و خصایص فرهنگ:

                یکی از دانشمندان خصایص و ویژگی های فرهنگ را این گونه می شمارد:

۱-عمومی بودن: وقتی می گویید فرهنگ یک ملت یا یک قوم، معنایش این است که باید در سطح جامعه عمومی باشد. یعنی اغلب جامعه آن را پذیرفته باشند یا فرا گرفته باشند.

۲- ویژگی دوم این است که انسانها، غافلانه و به طور غیر ارادی در آن غوطه ور باشند به تعبیر دیگر مردم در عمل نسبت به فرهنگ، به خاطر مقبولیت آن به طور غیر ارادی و بدون توسل به استلال عمل می کنند. البته ممکن است این عناصر فرهنگی در اصل بر اساس منشأهایی که دارند پایه استدلالی داشته باشند، ولی در مقام عمل، بدون استلال صورت می گیرد.

۳- ویژگی سوم این است که ایجاد و تغییر و تحول در آن نیازمند گذشت زمان است.

 

سر چشمه ها

۱ . فرهنگ، استقلال

۲ . اصول جامعه شناختی تبلیغ در افغانستان ، محمد عیسی رحیمی.

۳ . جامعه شناسی و مردم شناسی شیعیان افغانستان ، سید محمد حسین فرهنگ.

۴ . مشکلات افغانستان.

 

 

       

نشر شده در: اخبار و گزارشات, مقالات

بدون نظر.

نظر دهيد


Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.