یکشنبه شهریور ۲۴, ۱۳۹۸

حکیم ناصر خسرو بلخی

نبشتۀ از پوهاند دکتور محمد افضل بنووال استاد دانشکدۀ زبان و ادبیات دانشگاۀ کابل و عضو کمیتۀ علمی کانون فرهنگی حکیم ناصر خسرو بلخی!

حکیم ناصر خسرو بلخی
ابو معین ناصرخسرو بلخی در ذی القعده سال (۳۹۴) قمری مطابق (۱۰۰۴) میلادی در قبادیان بلخ دیده به جهان گشود ودر اشعار کنیه خود را ابو معین معرفی میکند ، چنانچه:
حکمتی بشنو به فضل ای مستعین
پاک چون ماء معین از بو معین
ویا :
پند خوب شعر حجت را بدار
یادگار از بومعین ای مستعین
وی دارای شجره ایست که به قول دانشمندان چنین پرداخته ها از اشتباهات وخطاهای ناشی از نارسایی مصرع های دیوانش می باشد. از مطالعه آثارش چنین استنباط می شود که وی بارگاه ملوک عجم (محمود غزنوی وپسرش مسعود)(۳) را یافته وبا تقدیم از قصاید اشعارش در بلخ که میان سالهای (۱۰۲۴ – ۲۶ و۲۸) اتفاق افتاده است به مصاحبت محمود راه می یابد و درمیان سالهای (۱۰۳۰ – ۳۵ و۳۶) به ندیمی دربار مسعود نایل آمد. موصوف از این برخورد ها وباریابی به مجلس شاه ورسیدن به مقامات عالیۀ دولتی و درباری واز افزودن غرورش بدان در قصاید خود تذکراتی داده است وهمچنانکه بیشترین اوقاتش دستخوش بی بند وباری ها وهوس ها بوده ، از آن نالان است واز گناهان خود تأسف می خورد وهم از اینکه ره دستگیری ویاری مستمندان وبیچاره گان وخویشان ونزدیکان نتوانسته برسد ، غمگین است.
به قرار گفته خودش که مدحی می گفته وانتظار صله بخشش از آن داشته مگر به حصول آن مؤفق نشده است وی به هنگام جوانی وپیش از آنکه راهی دیار مصر شود به جانب هندوستان می شود ودرشهر های لاهور وملتان (پاکستان امروزی) اقامت اختار می کند وبه مطالعه کتب دینی ویدا دست می یابد.
ناصر خسرو در ربیع الثانی سال ۴۳۷ دبیر از جمله مستوفیان اموال سلطان بود ودر مروقلمرو سلجوقیان میزیست واما بسال ۱۰۴۵م به یکباره از کارهای دولتی دست کشید وتمام مال ومتاع وخواسته ها وداشته های خودرا به مستحقان وبیچاره گان بخشید وعلت آنرا انزجار از دولت سلجوقیان دانست. ناصر طالب عدالت عصر سامانی بود وآن دربار را ستایش میکرد ومحمود غزنوی را فاتح بزرگ میدانست(۵) و سفر نامه خسرو به سال ۱۰۴۶م همراه با برادرش ابوسعید ویک غلام هندی برجانب نیشاپور آغاز شد وپس از آن به سفر هفت سالۀ خود پرداخت واما درین سفر کاروان حاجیان را دنبال نکرد. او پیاده به راه افتاد ومقارن سال ۱۰۴۷م به حلب رسید واز آن جا به مارت النعمان رفت وابوالعلای معری شاعر معروف عرب را دیدار وجاهای مقدس آن محل را زیارت کرد. سرانجام به شهریکه رسید که قصد سفر ظاهری او بود وراه به مخفی گاه های اسماعیلیان پیدا نمود ودر راه زنده گی معنوی خود مشغول شد. تا آنکه وارد قاهره گردید وبه ملاقات خلیفه المستنصر بالله فاطمی رسید وهشت ماه تمام که مصادف به ۱۰۴۸م بود درقاهره بماند وآنگاه بار دیگر به زیارت خانه خدا آمد وبه مصر برگشت موصوف به سال ۱۰۴۹م چهارمین وپنجمین بار خانه خدا را زیارت کرد وبعد وارد قاهره شد(۶) .
او ، غیر از این سفرهای دیگری نیز داشته یعنی به سال ۱۰۵۰م وارد پایتخت قرمطیان در بحرین شد ونه ماه در آنجا گذرانیده آخر الامر با برادرش ابوسعید راهی دیار بلخ گردید ورحل اقامت افگند برادرش ابوالفتح که به خدمت چغری بیگ سلجوقی بود مقدم اورا گرامی داشت واستقبالش نمود.
درباب متن سفرنامه بعد از وفات ناصر خسرو ، دانشمندان اظهار نظر کرده اند که این متن دست خورده وتحریف شده است. اشاره های که به متن دیوانش شده است میرساند که شاعر مؤید فی الدین را پیر خود معرفی میکند ومی گوید:
خورشید تواند که کند یاقوت از سنگ یاقوت منم اینک خورشید من آن بس
مؤید فی الدین به سال ۱۰۴۵م درمصر زنده گی می کرده وناصر از مصاحبان خاص او بوده ودر تأثیر بخشی افکار اسماعیلی فوق العاده بوی مؤثر بوده است. در کتاب هدایت المؤمنین فدایی(۷) به حکایتی بر می خوریم که از ملاقات ناصر با خلیفه المستنصر فاطمی اشاره یی رفته است ودریکی از مآخذ بنام «بیان الادیان»(۸) فرمان حجت یافتن وی از جانب خلیفه فاطمی (المستنصر) است. وبار- بار در دیوان خود از این مقام برگزیده یاد میکند وآن را به عنوان همچو وظیفه تلقی می نماید. اشاره هایی که از کتاب «آثارالبلاد» ذکریایی قزوینی وتاریخ رشید الدین ورشنایی نامه آمده است با یک حکم نسبی می توان گفت که ناصر خسرو همانند «حسن صباح» چندان موفقیت های را کسب نکرده اما قدر مسلم است که موقف سیاسی او خیلی بزرگ بود. بهر حال او بعد از برگشتش به وطن فعالیت سیاسی وتبلیغات فعلانه یی را به نفع فاطمی ها براه می اندازد وخودرا المستنصری می خواند.
وبه المستنصر سوگند یاد میکند :
داغ مستنصر بـالله نهاد ستم
بر بر وسینه وبـــر پهنه پیشانی
مستنصریم ور ازین بگردم
چون دشمن بنی دینش بد فعالیم
از ابیات پراگنده دیوان معلوم می شود که حکیم ناصر خسرو در بلخ ، ختلان ، سیستان ، مازندران ونیشاپور تبلیغات سیاسی وسیعی را پیش برده است. واز تعقیب عمال آنروز گار برکنار نمانده وبه ویژه که این تعقیب پس از برگشتش از مصر پیدا می شود واین تعقیب کننده گان سر انجام غالب می آیند وشاعر را وامیدارند که بلخ را بگذارد وبه درۀ یمگان بدخشان پناه ببرد. شاعر دراینجا به تنگدستی ، فقر وبیچاره گی مواجه می شود واز تلخی های زمانه ناخوشنود است ؛ ولی دامن صبر وشکیبایی را از دست نمی دهد وبه زندانی بودن خود در دره یمگان می سوزد ومی سازد ؛ ولی در این محل از فعالیت تبلیغی خود دست نکشید ، آثار زیاد نوشت ورساله های خودرا بهر طرف میفرستاد او ظاهراًٌ با مصر مکاتبه ودریمگان ونقاط بیرون از آن دوستانی هم در اختیار داشت(۸). حکیم ناصر خسرو در یمگان با امیر بدخشان «علی بن اسد» که متأسفانه مؤرخان درباه اش چندان زیاد ننوشته اند ، مناسبات دولتی برقرار کرد وبه سال ۱۰۶۹م رساله جامع الحکمتین خودرا برای او تألیف نمود وامیر ظاهراً اسماعیلی بود ، چون که این رساله عقاید اسماعیلی را انعکاس میداد. اضافه باید کرد که پنجاه یا بیشتر قصیدۀ دیوان او در یمگان سروده شده است ودربسیاری از رسایل که دریمگان کار شده است خودرا به عنوان حجت میخواند ودر روشنایی نامه بیشترین آن دریمگان نشسته پادشاه وار وشاید هم این گفته ویا مصرع برعایت وزن وقافیه آمده باشد که مؤلف معنی مجازی آنرا در نظر داشته است. با آن هم به چنین خلاصه می توان رسید که ناصر به هنگام بیچاره گی وفاقه گی دریمگان نقش بزرگ سیاسی را می بازید وهمچون داعی سترگ به دعوت می پرداخت(۹).
سال وفات شاعر حکیم معلوم نیست وگویا از خلال مطالعه در ابیات او میتوان دریافت که وی به سال ۴۶۴هـ هفتاد ساله شده است واز این سالها ، پانزده سال آن را در دره یمگان سپری کرده است. سرانجام او در آن جا مدفون می گردد وبه قول استاد خلیل الله خلیلی شاعر دانشمند افغانی آرامگاه وی هنوز پا برجاست وتا امروز زیارتگاه خاص وعام می باشد.

فهرست مآخذ و پاورقی ها
۱- خسرو ، ناصر دیوان ، چاپ ، مجتبی مینوی ومهدی محقق ، تهران ص۱۱۹ ، قصیده – ۵۳٫
۲- همان کتاب ص۱۲۰ ، بیت ۴۲٫
۳- خسرو ، ناصر – سفرنامه ، چاب ، محمد غنی زاده ص۷۸٫
۴- خسرو ، ناصر ، دیوان – ص ص ۷-۲۵ ، ۹۱ ، ۲۷۰٫
۵- خسرو ، ناصر- سفرنامه ص۹۵ و وجه دین ص ۵۵٫
۶- فدایی هدایت المؤمنین چاپ ۱۰۱ ، سیمینوف ۱۹۵۹ ص ۷۷ ببعد.
۷- خسرو ، ناصر – دیوان ۱۹۴۹ ص۱۳-۱۵ .
۸- همان کتاب ص ۲۲۴٫
۹- بیاض ، نشریه انجمن فارسی زبانان دهلی ص۹ ش ۱-۲ س۷٫

نشر شده در: اخبار و گزارشات, حکیم شناسی, دانشمندان کلاسيک, دبستان حکيم, فصلنامه حجت, مقالات

بدون نظر.

نظر دهيد


Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.