پنج شنبه آذر ۱۳, ۱۳۹۹

اسطوره شناسی و مطالعات فرهنگی

 

اسطوره شناسی و مطالعات فرهنگی

تبیین یونگ از شکل گیری اسطوره ای مدرن

 نویسنده: داکتر حسین پاینده

مقدمه

در فرهنگی فارسی معین ، دو معنا برای «اسطوره» ذکر شده که عبارت اند از : ۱- «افسانه و قصه» و ۲- «سخن پریشان» (۲۶۷). از معنای اول چنین بر می آید که اسطوره دخلی به واقعیت ندارد و معنای دوم حاکی از نابخردانه بودن رویداد هایی است که به طور معمول در اسطوره رخ می دهند. واضع است که اسطوره به معنای «سخن پریشان» واجد دلالت هایی منفی است و این استنباط را القا می کند که به اسطوره نباید توجه کرد. باید افزود که این دلالت های منفی ایضاْ در معادل انگلیسی اسطوره نیز وجود دارند. در زبان انگلیسی ، myth هم به معنای داستانی کهن در باره تاریخ باستان و باور های مردمان ادوارِ دور است و هم به معنای پنداشت های کاذب. برسی ریشه شناسانه واژه اسطوره شاید تا حدودی بر جنبه های ناپیدای این دو گانگی معنایی پرتو افشانی کند. کلمه myth مشتق از واژه یونانی muthos به معنای دهان و سخن گفتن و داستان گویی است. از پیوند داشتن مفهوم اسطوره با سنت بیان شفاهی داستان چندان نباید تعجب کرد، زیرا در یونان باستان تا حدود سده نهم پیش از میلاد داستان ها و اشعاری که گاه نه ادبیات به معنای اخص کلمه (روایتی بر آمده از تخیل) بلکه روایت رویداد های واقعی تاریخ بودند. اساساْ از راه باز گویی شفاهی از نسلی دیگر منتقل می شدند. بدین ترتیب، اسطوره در سنت یونانی می توانسته است هم روایتی بر گرفته از (یا مرتبط با) حقیقت تاریخ باشد و هم داستانی کاملاْ غیر واقعی و سرچشمه گرفته از تخیل شاعران و نویسندگان.

در بیان دقیق ترِ معنای اسطوره می توان گفت داستانی است با این ویژگی ها : نخست اینکه در آن تبیینی از نحوه آفرینش کائنات ارائه می شود. این تبیین غالباْ با خِرَدِ امروزین منافات دارد و از نظر انسان معاصر آمیخته با خرافات و نادانی جلوه می کند. اما اهمیت اسطوره دقیقاْ در همین نهفته است که پنداشته های انسان های روز گار باستان درباره پدیده های طبیعی را بر ما آشکار می کند. دومین ویژگی اسطوره این است که شخصیت های آن را خدایان و الهگانی یا قهرمانی تشکیل می دهند که به سبب بر خورداری از قدرت های فوق بشری، قادر به انجام دادن کار های فرا طبیعی اند. به همین سبب، انسان در اسطوره غالباْ یا از خشم خدایان عذاب می کشد، یا مجبور به تحمل مکافاتی است که جبر سرنوشت برایش رقم زده و یا مقهور اعمال قهر آمیز پهلوانان بی مانند است. سومین ویژگی اسطوره این است که نه به یک نویسنده خاص، بلکه به مردمانی معیین نسبت داده می شود. شعرای بزرگ روزگار باستان در فرهنگ های گوناگون (از قبیل هومر و فردوسی) که از راه آثار خویش این اسطوره ها را به نسل های بعدی انتقال دادند، حکم تدوین کنندگان و شرح و بسط دهندگان (و نه دقیقاْ خالقان) اسطوره را دارند. چهارمین ویژگی اسطوره این است که به صورت های متفاوت و گاه حتی متضاد ثبت شده است. سینه به سینه نقل شدن اسطوره ها در گذشته و نیز بعضاْ دخل و تصرف نویسندگان در جزئیات اسطوره های مختلف را باید از جمله پاسخ های این پرسش دانست که چرا گهگاه از یک اسطوره واحد، چندین روایت گوناگون وجود دارد. و سر انجام پنجمین ویژگی اسطوره این است که داستانی منفرد نیست، بلکه حلقه ای واحد در اسطوره های متعدد تکرار می شوند و داستان زندگی شان ادامه می یابد و به این اعتبار می توان گفت مجموعه اسطوره های هر ملتی، واجد نوعی نظام و هم پیوندی درونی است و تصویری منسجم از باور ها و ادراک های آن ملت ارائه می دهند.

بحث و بررسی

۱.یونگ و اسطوره

این داستان ویژگی آخر، زمینه مناسبی برای بحث در خصوص سهم یونگ در اسطوره شناسی جدید (و یا استفاده یونگ از اسطوره شناسی برای به دست دادن تبیینی روانشناسانه از فرهنگ و سیاست) فراهم می آورد. از منظری کلی می توان گفت هر نظام اسطوره ای ، چارچوبی کیهان شناسانه و اداراکی برای تبیین پدیده های پیرامونِ انسان است. انسان از دیرباز با بر ساختن این چارچوب، نه فقط جهان و زندگی را ادراک کرده، بلکه تاریخ را هم معنا بخشیده و گذشته را تفسیر کرده است. اهمیت اسطوره در نزد یونگ دقیقاَ در همین ادراک و معنایابی و تفسیر نهفته است. از نظر او ، اسطوره مبین شالوده فلسفی نگرش های فرهنگی است ، شالوده که به آن آگاهانه اشراف نداریم و در واقع در ضمیر نا خودآگاه جمعی ما قرار دارد .

چنانکه می دانیم ، «ضمیر نا خودآگاه جمعی» از جمله مفاهیمی است که روانشناسی تحلیلی (مکتب یونگ) را از روانکاوی (فرویدیسم) متمایز می کند . فروید دنیای روان را واجد ماهیتی فردی می داند . ضمیر ناخودآگاه انبار همه هراس ها و امیالی است که فرد از اول طفولیت سرکوب کرده است و لذا محتوای این ضمیر قائم به فرد است . یونگ علاوه بر ناخودآگاهِ فردی ، قائل به لایه عمیق تری در ذهن است که مخزن تصاویر ذهنی جهان شمول است . به اعتقاد او ، بر خلاف ضمیر ناخودآگاه فردی که نتیجه رشد روانی فرد در کودکی و نیز پیامد منش فرد در بزرگسالی است ، ضمیر ناخودآگاه جمعی از روان فرد نشأت نمی گیرد و – به عبارتی – میراثی روانی است که از بدو تولد در ذهن او جای دارد . تصاویر ذهنی جهان شمولی که در این ضمیر ناخودآگاه جمعی جای دارند را یونگ «کهن الگو» می نامد و اسطوره را نمود آن می داند . کهن الگو ها به رویداد هایی مربوط می شوند که در زندگی هر فردی از اهمیتی بنیانی بر خوردارند (مانند ازدواج ، فرزنددار شدن ، مرگ ، و از این قبیل) و در حیات روانی فرد به صورت تصاویری از قبیل «همزاد مؤنث) (آنیما) ، «همزاد مذکر» (آنیموس) ، «سایه» و «قهرمان» تبلور می یابند . کهن الگو ها با به وجود آوردن احساس و شور ، اراده فرد را مقهور می کنند و لذا یونگ اعتقاد داشت که فرد ممکن است در رفتار خویش «سر مشقی کهن الگویی» در پیش بگیرد . نمونه این «سر مشق های کهن الگویی» را در واکنش یا احساس عاشق و معشوق می توان دید ، که نه بر آمده از رابطه شخصی این دو با یکدیگر ، بلکه سرچشمه گرفته از کهن الگوی «آنیما» و «آنیموس» است که زمینه بروز آن واکنش یا احساس را در فرد ایجاد می کند . سر مشق رفتار یا احساس «عشق ورزیدن» پیشاپیش در ضمیر ناخودآگاه ما وجود دارد و به همین سبب میل به یافتن معشوق یا عاشق به طور طبیعی در هر یک از ابناء بشر بروز می کند .

یونگ در کتاب زرتشتِ نیچه اشاره می کند که اسطوره حکم «درسنامه» ای را دارد که به جای شرح و تبیین عقلانی ، کهن الگوها را «مثل یک تصویر یا کتاب داستان» بازنمایی می کند (۴۲) . به بیان دیگر ، اسطوره راهنمای فهم کهن الگو است و با بررسی شخصیت های اسطوره ها در واقع شناخت دقیقی از کهن الگوها کسب می کنیم . این نکته در خور توجه است که رهیافت یونگ به اسطوره ، بدین ترتیب کانون توجه روانکاوان را از جنبه آسیب شناسانه روانی شخصیت های اسطوره ای به جنبه ای کاملاْ تحلیلی (کشف رمزگان کهن الگوها) معطوف کرد . آسیب شناسی روانی شخصیت های اسطوره ای را البته استادِ یونگ در روانکاوی باب کرده بود . فروید نظریه روانکاوی را به نحوی بالینی برای کشف محتوای ضمیر ناخودآگاهِ شخصیت های اسطوره ها به کار می بُرد و مثلاْ در بررسی اسطوره اُدیپ ، در تبیین علت محرم آمیزی شخصیت اصلی با مادرش نتیجه گرفت که سرکوب غرایز در دوره کودکی باعث شده بود تا اُدیپ حساس ترین مرحله رشد روانی اش را به سلامت از سر نگذراند و ناخودآگاهانه میل به پدر کشی داشته باشد . پیداست که در رهیافت فروید به اسطوره ، کشف امیال ناخودآگاهِ فرد ، هدف اول و آخر تحلیل تلقی می شود . حال آنکه یونگ متقابلاْ با فردیت زدایی و آسیب زدایی از شخصیت های اسطوره ای ، دنیای اسطوره را پرتوی روشنی بخش بر روان پیشا آگاه جامعه محسوب کرد . از نظر یونگ ، شناخت اسطوره های ملل گوناگون یعنی شناخت تبلور های فرهنگی ژرف ترین لایه های روان همه ابناء بشر .

۲.رمز گشایی از یک اسطوره مدرن  

یکی از آخرین آثار یونگ که در سال ۱۹۵۷ یعنی چهار سال پیش از مرگ او منتشر گردید ، کتابی است به نام بشقاب پرنده اسطوره های مدرن درباره چیز هایی که در آسمان دیده می شوند . نگارش این کتاب ، حاصل هفت سال تحقیق مستمر یونگ درباره جوانب مختلف پدیده «بشقاب پرنده» ((UFO و واکنش های اجتماعی و فرهنگی به آن بود . در بدو امر، چه بسا عطف توجه این متفکر بزرگ به موضوعی مانند «بشقاب پرنده» مایه تعجب باشد ، اما نباید از نظر دور داشت که این موضوع از اواخر دهه ۱۹۴۰ در غرب (به ویژه آمریکا) تب و هیجانی همه گیر ایجاد کرده بود . گفتمان مربوط به بشقاب پرنده زمانی ابعاد پیچیده تری به خود گرفت که برخی از اشخاصِ مدعی دیدن بشقاب پرنده همچنین ادعا کردند که سرنشینان این سفینه های پیشرفته ، آنها را برای مدتی ربود و تحت آزمایشهای علمی و پزشکی قرار داده اند . باید افزود که «علاقه» عمومی به موضوع بشقاب پرنده ، از آن زمان به بعد همچنان شدت گرفته است و انواع فیلم های سینمایی و گزارش های روزنامه های جنجالی و برنامه های تلویزیونی در این باره گواه این مدعاست . پیداست که تبدیل شدن بشقاب پرنده به موضوع مورد توجه عموم و نیز پیدایش انواع روایت های حیرت آور درباره بر خورد با موجودات سایر سیارات ، واجد چنان اهمیت فرهنگی ای بود که یونگ – در مقام تحلیل گر فرهنگ – نمی توانست به آن بی اعتنا بماند . در سال ۱۹۵۱ ، او در برنامه ای خطاب به یک دوست آمریکایی نوشت: «این پدیده ها ]انبوه گزارش های منعکس شده در مطبوعات در خصوص بشقاب پرنده[ مرا به کلی متحیر کرده اند چون هنوز نتوانسته ام یقینِ کافی سر در آورم که آیا کل این قضیه یک شایعه همراه با تو هم فردی و عمومی است یا حقیقتی محض » (در وکُرر ۹۷( . ایضاْ در مقدمه کتاب بشقاب پرنده: اسطوره ای مدرن ، یونگ اشاره می کند که این پرسش همچنان باقی است که «آیا بشقاب پرنده واقعیت دارد یا حاصل خیال پردازی است؟» (۳) .

به استدلال یونگ ، پاسخ گفتن به این پرسش مستلزم کنکاش در ابعاد ناپیدایی روانی موضوع بشقاب پرنده است . او گذارش های مدعیان مشاهده بشقاب پرنده را «شایعاتی بر پایه تجلی و تجسم» می ماند و توضیع می دهد که این قبیل شایعات – بر خلاف شایعات معمولی – « ضرورتاْ شالوده ای عاطفی» دارند و به سخن دیگر از تنشی عاطفی نشأت می گیرند (۱۳) . زمینه شکل گیری این تنش را باید در «عقل باوری بی سروسامانی» دانست که از عصر روشنگری دامنگیر بشر شد ، یعنی از زمانی که ایمان آوردن انسان به اصالت تجربه باعث شد تا واقعیت متافیزکی و غیر مادی به امری موهوم تبدیل شود . پیدایش اسطوره ای مدرن به نام «بشقاب پرنده» حاکی از تبایتی است که انسانِ زمانه ما ناخودآگاهانه بین تقلیل گرایی عقلانی و اصالت روح می بیند . این اسطوره مبین الگویی جدید در تفکر و شناخت است ، الگویی که به فراخور مقتضیات عصر ما ، ماتریالیسم و عرفان را درهم می آمیزد تا تنش های عاطفی و نیاز های روحی ما را بر طرف کند . به همین سبب است که اکثر مردم راغب اند که به وجود پدیده ای به نام بشقاب پرنده باور داشته باشند . روایت های مختلف فرود بشقاب پرنده ، اسطوره ای مدرن برای نیل به رستگاری به وجود آورده است که به سبب ارائه تصویر پرهیبت از فناوری پیشرفته موجودات غیر زمینی ، برای انسان بر آمده از فرهنگ روشنگری و عقل باوری ، مقبول جلوه می گند . به گفته یونگ ، تصور آمدن یک منجی بر خوردار از فناوری پیشرفتۀ جهانی دیگر با ساختار های فکری انسان عصر جدید مطابقت دارد زیرا :

« در وضعیت پرمخاطره دنیای امروز ، مردم کم کم در می یابند که همه وجوه زندگی در معرض خطر قرار دارد؛ لذا خیالات فرافکنی سازِ ایشان از حیطه قدرت ها و سامان زمینی بالاتر می رود و به فضای میان ستارگان می رسد ، یعنی همان افلاک که زمانی منزلگاه خدایان – در مقام اربابان سرنوشتِ آدمی – بود .» (بشقاب پرنده: اسطوره ای مدرن ۱۴)

در این اسطوره مدرن ، انسان معاصر برای التیام گذاشتن بر درد های روحی خویش ، بشقاب پرنده و موجودات غیر زمینی را ناخودآگاهانه تجلی و تجسم فرشتگانی می پندارد که از آسمان برای رستگاری او نازل شده اند . این اسطوره (که به هزاران شکل در نوع ادبی موسوم به « داستان های علمی – تخیلی » بازتاب یافته است) . هم مفری برای اجتناب از رویارویی با خطر نابودی جهان ارائه می دهد و هم اینکه به سبب محاط کردن خود در اسطوره گسترده تری به نام «علم و فناوری» با گرایش عقل باورانه انسان سازگار به نظر می آید . البته اسطوره های باستانی درباره ارتباط با موجودات غیر زمینی یا رستگاری در پایان هر چرخه هزار ساله از تاریخ ، از دیرباز وجود داشته اند . نشانه های این اسطوره باستانی ارتباط با دنیای ماورای دنیای مادی را هم در نقاشی های حک شده بر صخره ها در دوره نوسنگی می توان یافت و هم در کتاب های مقدس ادیان مختلف . بدین ترتیب ، کهن الگوی رستگاری که در ضمیر ناخودآگاه همه انسان ها وجود دارد ، در شکل امروزینش به صورت بر ساخته ای فن آورانه بروز می کند . از آنجا که به قول یونگ «انسان عصر جدید هر موضوعی را که ظاهراْ فن آورانه باشد به راحتی می پذیرد» (بشقاب پرنده: اسطوره ای مدرن ۱۶) ، در نسخه جدید این اسطوره ، مضمون کهن الگویی «رستگاری به مدد نیرو های آسمانی» به شکلی سازگار با ذهنیت انسان عصر جدید دوباره جلوه می کند .

یونگ در پرتوافشانی بر ابعاد اسطوره ای موضوع بشقاب پرنده به این نکته توجه می کند که بنا به گفته همه کسانی که مدعی مشاهده بشقاب پرنده شده اند ، شکل هندسی مبین چه دلالت های ناخودآگاهانه ای می تواند باشد . وی در کتاب فرهنگ روانشناسی تحلیلی متذکر می شود که دایره نماد تمامیت است و حدوث آن در رؤیا اسطوره و قصه های پریان اشارتی به وحدت جویی نَفس دارد (۱۳۱) . از نظر او ، مدور بودن شکل ظاهری بشقاب پرنده همتایی برای «ماندالا» با نماد باستانی تمامیت و کمال است . ماندالا واژه ای سانسکریت مرکب از ریشه «ماندا» به معنای «ذات» یا «جوهر» و پسوند «لا» له معنای «ظرف» یا «دربر دارنده» است . این واژه همچنین به معنای دایره است و نماد کمال و ارتباط تلقی می شود . ماندالا نموداری هندسی به شکل یک دایره است که سایر اشکال هندسی را در خود محاط کرده و به خواب دیده شدن آن ، از نظر یونگ مبین از هم گسیختگی و نیاز به یکپارچگی و تمامیت است . نمونه های ماندالا را در دو شکل زیر می توان دید:

به عبارتی ، ماندالا نشان دهنده وحدت عالم ضغیر و عالم کبیر یا یگانگی و هماهنگی ذهن (نفس ، دنیای درون) و عین (دنیای برون) است . به اعتقاد یونگ ، از هم گسیختگی زندگی در دنیای مدرن ، نیاز جمعی و ناخودآگاهانه انسان های جامعه معاصر به یکپارچگی را تشدید کرده است . باید توجه داشت که مشاهده بشقاب پرنده از اواخر دهه ۱۹۴۰ گزارش گردید و به ویژه در دهه ۱۹۵۰ بیشتر شد و این دقیقاْ رمانی بود که چند سالی پس از پایان جنگ جهانی دوم ، با شروع جنگ سسرد و مسابقه تسلیحاتی شرق و غرب ، سایه شوم جنگی به مراتب ویرانگر تر از جنگ های جهانی قبلی بر اذهان مردم در غرب سنگینی می کرد . به سخن دیگر ، بشقاب پرنده از هنگامی وارد فرهنک عمومی مردم شد که جهان در انشقاقی بزرگ به دو اردوگاه کشورهای سرمایه داری در غرب و کشور های کمونیستی در شرق تقسم شده بود . تنش های سیاسی ناشی از رقابت دو ابر قدرت برای کسب توانمندی های بیشتر در عرصه سلاح های هسته ای ، موجب تقویت احساس ناایمنی جمعی گردیده و نیاز انسان به نیرویی رستگاری بخش که بتواند خطر مجربه و انهدام را رفع کند ، بیشتر شده بود . این نیاز را کهن الگوی نفس در ناخودآگاه جمعی ما می تواند به نحو مقتضی پاسخ گوید ، کهن الگویی که نماد تمام عیارش ماندالا و شکل مدور بشقاب پرنده در آسمان است . به این ترتیب ، گفتمان بشقاب پرنده حاصل فرافکنی هراس ها و نیاز ها و امیدهای انسان هایی است که در گریز از گسیختگی زندگی در عصر جدید ، خدایان و الهگان و قهرمانان اسطوره های کهن را در هیئت موجوداتی از اقلیم های ناشناخته در فرهنگ خویش باز آفرینی می کند تا شاید این نماد های قدرت بتواند به نحوی فوق بشری وضعیت موجود را به سمت بقا و بهروزی انسان تغییر دهند .

نتیجه گیری

در رهیافت یونگ به اسطوره ، دنیای درون روانی انسان ارتباطی ناگسستنی با اسطوره های اجتماعی و فرهنگ دارد . به عبارتی ، مطالعه درباره اسطوره ، تفحصی درباره سازو کار حیات روانی انسان و نوعی مطالعه فرهنگی در عصر خصوص باور های عمومی و خاستگاه نا پیدایی این باور های تلقی می شود . بررسی موشکافانه یونگ درباره نحوه شکل گیری گفتمان بشقاب پرنده به عنوان اسطوره ای مدرن به خوبی نشان داد که اسطوره به ویژه از این حیث تأثیری مثبت در اذهان آحاد جامعه باقی می گذارد که ـ همچون رؤیا و خیال پردازی – تعادل روانی را امکان پذیرتر می سازد . با استفاده از اصطلاحی که یونگ از آدلر به عاریت گرفته بود ، می توان گفت اسطوره حکم «جبران مافات» در فرهنگ را دارد . جبران مافات سازوکاری است برای برقراری پیوند بین ضمیر آگاه و ضمیر ناخودآگاه ، سازوکاری که به دستگاه روان امکان می دهد خود را متوازن کند و تحت قاعده در آورد . مطالعه اسطوره شناسانه یونگ درباره پدیده بشقاب پرنده به منزله جبران مافات فرهنگ زندگی تنش آمیز در عصر تسلیحات هسته ای ، همچنین از این حیث در خود تأمل است که کاربرد پذیری مفاهیم و روش شناسی ذاتاْ فرد مبنای روانشناسی به منظور فهم پدیده عمومی در فرهنگ – یا به بیان دیگر ، تلفیق پذیری اسطوره شناسی و مطالعات فرهنگی – را به نحوی متقاعد کننده نشان می دهد .

 

 

منابع:

*عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی ، گروه زبان انگلیسی.

-معین ، محمد . فرهنگ فارسی ، چاپ هفتم تهران : انتشارات امیر کبیر ، ۱۳۶۴ .

– Jung. C. G. Dictionary of Analytical psychology .London:

Ark paperbacks, 1987.

Dreams. Trans. R. F. C. Hull. London: Ark

Paperbacks, 1993.

Flying Sources: A Modem Myth of Things Seen in the sky.

Trans. R. F. C. Hull. Princeton UP, 1958.

Nietzsche’s Zarathustra: notes of the Seminar Given in

۱۹۳۴-۱۹۳۹, ed. James L. Jarrett. Princeton, N. J.: Princeton UP, 1988.

-Walker, Steven F. Jung and the Jungians on Myth: An

Introduction. New York: Routledge, 2002.

نشر شده در: اخبار و گزارشات, دانشمندان و متفکرین, مقالات

بدون نظر.

نظر دهيد


Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.