دوشنبه آبان ۵, ۱۳۹۹

قاضی النعمان مولف کتاب دعایم الاسلام

با ظهور فاطمیان علم و دانش نیز رنگ و رویی تازه یافت و در زیر بیرق فاطمیان و در حمایت سامانیان و آل بویه که خود ازحامیان و ارادتمندان فاطمی بودند حکیمان و دانشمندانی پا به عرصه وجود نهادند که هر یک به تنهایی پایه ریز اسلام و شکوه و عظمت اسلام گردیدند تا بدانجا که عصر آنان را عصر رنسانس اسلامی، قرن اسماعیلی اسلام نام نهادند. عصری که به تنهایی پُر کننده تمامی کاستی های قرون قبل و بعد از خود بوده و خواهد بود. عصری که دانشمندان در کنف حمایت ائمه فاطمی u به عالی ترین درجات علمی دست یافتند و از خود و عصر خود نامی نیک برجا گزاردند.

خلفای فاطمی از بزرگترین فرمانروایان اسلامی به شمار می آیند. چرا؟ چون بیش از هر فرمانروایی در ترویج علم و ادب به تمدن اسلامی و تأسیس مدارس و مساجد و کتابخانه ها همت گماشتند و نامی ترین دانشمندان و محققین اسلامی آن دوره در تحت حمایت و مساعدت آنان بهترین کتب علمی را تألیف نمودند. دوست و دشمن در سایه سار ائمه فاطمی (ع) آزادانه به نشر و نمو اندیشه های خود پرداختند. حال آنکه در جبهه مقابل عباسیان، سلجوقیان و غزنویان صاحبان اندیشه را یا با خود همسو کرده و یا از صفحه روزگار محو می نمودند.

در یک کلام خلفای فاطمی توجه فوق العاده ای به اهل علم و کمال داشتند و از اینرو دربار آنان مجمع علما و فضلاء شده بود. شهرت عالم نوازی و عالم دوستی ائمه فاطمی (ع) سبب شد که عده زیادی از علما و ادبا و فلاسفه و حکما و فقها و شعرا و متکلمان به دربار مصر روی آورند و مورد الطاف شاهانه واقع و از ندمای خاص دربار شدند. کسانی چون ابو حاتم رازی، نسفی، ابو یعقوب سجستانی، عبد الوهاب ابن علی، داعی ابو علی، ناصر خسرو، ابو الفضل بن احمد بن عیسی بغدادی، ابونصر احمد بن حسن شیرازی، ابن هانی اندلسی، ابوبکر الانطاکی، المسبحی، عبدالله بن ابی سعید، المنصور الجوذری، کلس وزیر، امیر تمیم، جعفر بن منصور یمن، حمید الدین کرمانی، مؤید فی الدین شیرازی، حسن بن ولید، ابوالفتح سلطان بن ابراهیم، قاضی قضاعی، قاضی نعمان، حسن صباح،… و بی شمار افراد دیگری که بسا بسیاری از آنان هیچگونه وابستگی اعتقادی به فاطمیان نداشتند.

بعد از این مقدمه به شرح و احوال یکی از رادمردان بی تای عصر فاطمی می پردازیم. کسی که چون او کسی نیست و او کسی نیست جز قاضی القضات، داعی الدعات، قاضی الرجل سیدنا ابوحنیفه النعمان بن ابی عبدالله محمد بن منصور بن احمد بن حیّون تمیمی مغربی، که یگانه و سر آمد عصر خود و اعصار دیگر بوده و خواهد بود.

فقیه فیلسوف، حکیم، ادیب، متکلم، شاعر، محدث، مورخ، واعظ، مفسر، نحوی و لغوی بی تا قاضی نعمان در خانواده دانشمند قیروانی در حدود سال ۲۹۲ هجری قمری پا به عرصه وجود نهاد.

در سال ۳۱۳ هجری قمری به خدمت امام عبدالله مهدی (ع) درآمد. به چهار خلیفه فاطمی، در مقامات و مناصب همچون خازن کتابخانه قصر، قاضی طرابلس و منصوریه خدمت کرد. در دوره امام معز (ع) با او به مصر رفت و به بالاترین مقامات رسید. چرا که خلیفه علاوه بر مقام حجتی، او را منصب قاضی القضاتی و داعی الدعات داد، و در آنجا در ۲۹ جمادی الثانی سال ۳۶۳ هجری قمری در قاهره در گذشت. مراسم تدفین قاضی نعمان را شخص امام معز (ع) هدایت کرد و بر او نماز گزارد.

قاضی نعمان پایه گذار خاندان معتبری از قضات در دولت فاطمی بود. پسرش ابوالحسن علی در دوره امام عزیز (ع) برای نه سال قاضی القضات دستگاه فاطمی بود و بعد از وفاتش امام عزیز (ع) بر جنازه او نماز گزارد. پس از او برادر کوچکترش ابوعبدالله محمد بعنوان قاضی القضات جانشین او شد و امام حاکم (ع) پس از وفات او بر جنازه او نماز خواند. بعد از قاضی ابوعبدالله محمد، خواهر زاده اش قاضی ابوعبدالله حسین به منصب قضاوت تعیین شد و در سال ۳۹۵ در عهد امام حاکم (ع) به قتل رسید. بعد از او این مقام عالی قضایی را به ترتیب دو تن از نواده های قاضی نعمان عهده دار شدند، یعنی: ابوالقاسم عبد العزیز بن محمد که کتاب « البلاغ الاکبر و الناموس الاعظم فی الاصول » از اوست و ابو عبدالله حسین بن علی جانشین او شد. و واپسین فرد این خاندان ابو محمد قاسم بن عبد العزیز نبیره قاضی نعمان بود که منصب قاضی القضاتی داشت.

پس از شرح احوال باید به مذهب قاضی نعمان پرداخت و در باب این موضوع باید به چند پرسش پاسخ داد:

۱- آیا پدر قاضی نعمان و خود او قبل از اسماعیلی شدن ( بنابر بعضی روایات ) مالکی بوده اند؟

شاید به تقیه بتوان در مورد پدر او این سخن را ابراز داشت که البته آن نیز جای تعمق دارد. چرا که پدر قاضی نعمان در خدمت امام عبدالله مهدی (ع) بود و به سال ۳۵۱ هجری قمری در گذشت و پسرش قاضی نعمان بر جنازه او نماز گزارد و او را در قیروان به خاک سپرد. و در ضمن، مدارک سخن از آن دارند که او پیش از سال ۳۱۱ هجری قمری نیز اسماعیلی بوده است و شاید دلیل بر مالکی بودن او اصل قیروانی بودن او بوده باشد. در مورد قاضی نعمان حتی تقیه را نیز نمی توان پذیرفت زیرا در حدود سال ۲۹۲ هجری قمری به دنیا آمده و به سال ۳۱۳ هجری قمری به خدمت و ملازمت امام عبدالله (ع) پرداخته است یعنی او از افول نوجوانی تحت هدایت و ارشادات مستقیم ائمه فاطمی (ع) قرار داشته است.

۲-  آیا او شیعه امامیه اثنی عشری بوده است یا شیعه امامیه اسماعیلی؟

دلیلی که برادران اثنی عشری دارند بر سخن همان دلیلی می باشد که ما نیز بر آن به عنوان یک دلیل پا می فشاریم و آن سخن ابن خلکان است که اصطلاح امامیه را هم بر شیعیان اثنی عشری و هم بر شیعیان اسماعیلی اطلاق کرده است. و نیز قدیمی ترین صاحبان کتب و رجال شیعی همچون کشّی، نجاشی و طوسی اصلاً و ابداً نامی از قاضی نعمان نیاورده اند و از قرار معلوم ابن شهر آشوب قدیمی ترین مرجع اثنی عشری است که از قاضی نعمان و بعضی از آثار او یاد کرده است و وی صریحاً‌ اظهار می دارد که قاضی پیرو مذهب شیعه امامیه نبوده است و خوانساری نیز از علمای اثنی عشری با او همصداست و اکثریت آنان که از اثنی عشری بودن او حمایت می کنند به پیروی از سخن نورالله شوشتری او را شیعه امامیه اثنی عشری می دانند. کسانی چون حّر عاملی، مجلسی، بحر العلوم، میرزا حسین نوری ( که البته ایشان اعتقاد دارند که او بعد از مالکی، شیعه اثنی عشری و بعد اسماعیلی گریده ) و آقا بزرگ تهرانی. و ضمناً ابوالمحاسن نیز بر اسماعیلی بودن قاضی نعمان تأکید دارد و آنچه بیش از هر چیز اسماعیلی بودن او را اثبات می دارد آثار برجای مانده از قاضی نعمان می باشد.

۳ – آیا او بر اساس گفته برادران اثنی عشری از روی ترس به تقیه می پرداخته است؟

در پاسخ باید گفت دوران خلفای فاطمی عصر طلایی آزادی یا تاریخ آزادی مقدس یعنی آزادی وجدان است. فضای حاکمیت آزاد منشانه فاطمیان هیچگونه قید و بندی را برای ابراز مذهب اشخاص در بر نداشته است. چنانکه در دایرﺓ المعارف شیعه از آیت الله سید محسن امین می خوانیم که فاطمیان به فقهای مذاهب مختلف آزادی فکری کامل داده بودند تا همگی در الازهر گرد آیند و مذاهب خویش را که همه از تسنن سرچشمه گرفت به هر کس که خواست تعلیم دهند. من جمله عبدالسلام بن محمد بن بندار ابویوسف قزوینی پیشوای معتزله در همان دوره به مصر وارد شد و چهل سال در آن دیار بماند و در طول آ‌ن مدت، عقاید و تعالیم خود را که مخالف تعالیم فاطمیان بود به مردم تعلیم می داد.

همچنین در پایان بحث مذهب قاضی نعمان باید گفت اکثریت محققین و شرق شناسان معاصر کسانی چون برنارد لوئیس، ایوانوف، فرهاد دفتری، علامه دهخدا، جان نورمن هالیستر، سیف آزاد، هانری کربن، جعفر سبحانی و … همگی به اسماعیلی بودن قاضی نعمان معتقد هستند.

پس از شرح احوال و مذهب قاضی نعمان در بحث پایانی خود به معرفی آثار و توضیح در مورد بعضی از آثار می پردازیم.

او دارای تألیفات بسیار نفیس و مهم است که تعدادی از آنها باقی مانده است. اهمیت آثار او در این است که او در هر آنچه نوشته مشورت و رأی امامان همزمان خویش را خواستار شده است و در نتیجه این سنت و روش کار بوده است که اسماعیلیان برای او مرجعیت و احترامی بی حدی قائلند.

حال به بیان آثار او می پردازیم:

۱- دعائم الاسلام فی ذکر الحلال و الحرام و القضایا و الاحکام 

اساسی ترین تألیف قاضی نعمان در فقه است. در مورد اهمیت این کتاب همین قدر کافی است که بگوییم؛ امام معز u آن را دیکته کرد و کوه علمی آن را تدوین نموده بسان چشمه سار به تشنگان حقیقت عرضه کرد. این کتاب نه تنها مورد توجه شیعه اسماعیلیه بلکه مورد توجه شیعیان اثنی عشری هم هست. این کتاب اولین کتاب فقه شیعه می باشد که خدمات گرانبهایی به عالم اسلام کرده است. این کتاب توسط امام معز (ع) به تمامی نقاط امپراطوری اسماعیلی ارسال گشت و دستور داده شد که براساس آن پایه های اعتقادی و مراسم دینی این طریقت را استوار سازند. این کتاب پس از امام معز (ع)  مورد تأیید و تأکید تمامی ائمه طریقت اصحاب دعوت هادیه قرار گرفته است و همگی بر آن بعنوان اصلی ترین و مهمترین کتاب اعتقادی و مذهبی این طریقت مهر تأیید زدند و خواندن و درک و بکارگیری آن را از جمله واجبات قرار دادند، بطوریکه مولانا حاکم (ع) در سال ۳۹۱ هجری قمری نامه ای به یمن برای هارون محمد نوشت و او را در امور حلال و حرام به عمل کردن بر فتاوی کتاب دعائم الاسلام دستور داد و مولانا ظاهر(ع) حکمی صادر کرد که نگهداری دعائم الاسلام نزد هر شخصی از ضروریات است و حافظ آن مستحق انعام است. علاوه بر ائمه داعیان هم از این کتاب تعریف و تمجید کردند. سیدنا حمید الدین کرمانی در کتاب « راحه العقل » خود ابتدا خوانندگان را به خواندن کتاب دعائم الاسلام توصیه می کند تا مردم به واسطه خواندن فلسفه از عبادات غافل نشوند. همچنین سیدنا مؤید فی الدین شیرازی مجالس خود را با آیات و قسمتی از کتاب دعائم الاسلام شروع می نمود و در بحث و مذاکره و مناظرات خود در شیراز نیز از کتاب دعائم الاسلام استفاده می کرد. قاضی نعمان در کتاب دعائم الاسلام فقط به ذکر آن احادیث و روایاتی که با آیات قرآنی تطبیق شده اشاره نموده است و احادیثی را که قاضی در کتاب نقل کرده از حضرت محمد (ص) علی بن ابیطالب (ع) و پنج امام بعدی جانشین اوست ولی اکثریت آنها از امام محمد باقر u و امام جعفر صادق (ع) روایت شده است و از ائمه اسماعیلی بعد از امام جعفر صادق (ع) که سرچشمه فقه دوره اسماعیلی است روایت نمی کند و دلیل بر این کار این است که قاضی می خواسته است فقهی را ارائه دهد که فقه جعفری باشد نه نشانی از تقیه و اثنی عشری بودن او براساس اعتقادات برادران اثنی عشری.

کتاب دعائم الاسلام بر دو جزء است، جزء اول نزد اسماعیلیان به دعائم الاسلام السبع معروف است درباره عبادات است و از هفت ارکان شریعت بنابر مذهب اسماعیلیان سخن می گوید و شامل هفت کتاب زیر می باشد:                                                                                                                                                                                                                                                                                                                  

۱- کتاب ولایت           ۲- کتاب طهارت           ۳- کتاب نماز            

۴- کتاب زکوﺓ            ۵- کتاب روزه و اعتکاف           ۶- کتاب حج      ۷- کتاب جهاد

و جزء دوم آن شامل بیست و شش کتاب است درباره معاملات یعنی امور دنیوی و شامل کتب زیر می باشد:

۱- کتاب معاملات و احکام آن ۲- کتاب سوگندها و نذرها ۳- کتاب اطعمه ۴- کتاب نوشیدنیها ۵- کتاب طبّ ۶- کتاب لباس و بوی خوش ۷- کتاب صید ۸- گتاب ذبائح ۹- کتاب قربانیها و عقیقه کردن ۱۰- کتاب نکاح ۱۱- کتاب طلاق ۱۲- کتاب عتق ۱۳- کتاب عطایا ۱۴- کتاب وصایا ۱۵- کتاب فرائض ۱۶- کتاب دیات ۱۷- کتاب حدود ۱۸- کتاب سارقین و محاربین ۱۹- کتاب ارتداد و بدعت ۲۰- کتاب غضب و تعدی ۲۱- کتاب عاریه و دیعه ۲۲- کتاب اشیاء گمشده، کودک سر راهی و عبد فراری ۲۳- کتاب تقسیم اموال و اشتراک در بنا ۲۴- کتاب شهادت ۲۵- کتاب دعوی و بیّنات ۲۶- کتاب آداب قاضیان 

و آنچه در پایان در باب این کتاب باید گفت این است که کتاب دعائم الاسلام اخیراً‌ دوبار در قم چاپ شده است. یکبار توسط مؤسسه آل بیت از روی نسخه دارالمعارف مصر به زبان عربی تجدید چاپ شده و در بار دوم به همت الحاج سید منصور نادری سرپرست شیعه اسماعیلیه افغانستان در سال ۱۳۷۲ شمسی به زبان فارسی ترجمه و به زیور طبع آراسته گردید که جای تقدیر و قدردانی دارد.

۱- تأویل الدعائم : که اسم اصلی این کتاب «‌ تربیه المؤمنین و معرفه حدود الدین » است. نعمان در اول کتاب دعائم الاسلام را در عملیات فقه تألیف و تصنیف کرد و سپس کتابی در تأویل عملیات ظاهری و عبادات نوشت که به نام کتاب تأویل الدعائم مشهور است و این کتاب نشان دهنده تسلط کامل نویسنده آن بر کلام عرب و تفسیر است.

۲- افتتاح الدعوه و ابتداء الدوله: که در آن از ابتدای سلطنت فاطمیان و امام مهدی (ع) و احوالات ابو عبدالله شیعی و فتوحات او در غرب به طور تفصیل سخن به میان آمده است و از کتب مهم تاریخی و شاید قدیمترین منابع در تاریخ فاطمیان باشد و آن را قاضی النعمان به امر امام معز (ع) تألیف نموده است و تألیف آن در سال ۳۴۶ هجری قمری به پایان رسیده است.

۳- اساس التأویل: که در آن آیات بسیاری از قرآن به طور مفصل تأویل و تفسیر گردیده است و « بنیاد تأویل » که تنها کتاب فارسی مؤید فی الدین شیرازی است، گویا ترجمه ای از کتاب « اساس التأویل » است.

۴- شرح الاخبار فی فضائل الائمه الطهار: که مشتمل بر ۱۶ فصل است. قاضی نعمان در این کتاب احادیثی را مورد تصدیق امام واقع شده است، درج نموده و از احادیثی که صحت و سقم آنها معلوم نبوده اند صرف نظر کرده است و نیز این کتاب شرحی راجع به خطبه های حضرت علی (ع) است. از نظر تاریخی این کتاب نیز دارای ارزش می باشد. این کتاب نیز اخیراً‌ در قم توسط مؤسسه جامعه مدرسین قم از روی نسخه های متعدد خطی به چاپ رسیده است.

۵- قصیده المختار: این کتاب شعر است و دربار اثبات حقانیت امیر مؤمنان علی (ع) و اولادش سروده شده است.

۶- المجالس و المسائرات المواقف و التوقیعات: که در امور سیاسی و تاریخی و مذهبی و ادبی دارای ارزش می باشد. تاریخ دولت فاطمی و امور اجتماعی آن زمان را شرح می دهد و در خصوص اختلافات بین فاطمیان و امویان صحبت می کند. در این کتاب اغلب گفته ها و افعال امام مهدی (ع) ، امام قائم (ع) ، امام منصور (ع) و امام معز (ع) ضبط شده است. همچنین از وقایع و فرامین ائمه در آن ذکر شده است و نیز گزارشی است از تقریرات و تلامیذ امام معز u و در سال ۳۵۱ گردآوری شده است. و تعدادی آثار دیگر که از ذکر آنها خودداری کرده و مقاله را در اینجا با بیتی از حکیم ناصر خسرو قبادیانی در مدح قاضی نعمان به پایان می رسانیم. ان شاء الله مقبول طبع صاحبان قلم و اندیشه واقع شود و ما را از نظرات و انتقادات خود بی نصیب نگذارند.

کز مذهبها درست و حق نیست             

جز مذهب بوحنیفه نعمان

                                                                                و من الله التوفیق

منبع : وبلاگ وجه دین

نویسنده : نادم

 

نشر شده در: دانشمندان کلاسيک

بدون نظر.

نظر دهيد


Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.