چهارشنبه مرداد ۳۰, ۱۳۹۸

Archive: اشعار Subscribe to اشعار

به استقبال از “بیدل”

 شفیق احمد ستاک درجهان معرفت گر نیستی عاقل چرا؟ هم نشینی میکنی با مردمِ جاهل چرا؟ از رهء حق می گریزی در رهء باطل چرا؟ میگذاری، نقشِ پایِ...

شور بیتابی

سید نورالدین رونق «نادرى» نه  با عاقل  بود  کارم نه با   دیوانه  میسازم ز  انس خلق  بیزارم  به این  ویرانه  میسازم کشم تا کی ز پستی منت...

مادرم

صالحه وهاب واصل ای  آنکه  توئی  لطف  خـدا  نـام  تــو  مــادر مادر به مـا ز ایــزد یکتــا فضیـــلت است بارَد بــه سرم  حُب  ز در و  بام...

چند سروده از شفیق احمد ستاک

“دردِ دل” چند روزی دردِ ما را خوب درمان کرد ورفت بعد رفتن، خاطر ما را پریشان کرد ورفت دل ز درد هجرِدلبر دوش گریان کرد ورفت چشم هم ...

شعر من

شعر من ، فــــــــریاد درد بی دواست شعر من ، پرخاش صدها بی صداست شعر من ، بگذشته از فرسنگهـــــــــا شعـــــــــــــر من ، فرزند با غم...

فلمِ لحظه ها

تفنگ هوش    کسی با عشق دلگرمی  نداره دلی با   دل سر  نرمی نداره چسان با لشکر غم واستیزم تفنگ هوش من مرمی نداره …………………………. گرگ...

قلم

  عبدالرازق طغیان ای  قلــم  ای  یار  نا  پیدای  من ای  قلــم  ای  دیــدۀ   بـینای   من ای   قلــم    همـنوای   زنـده گـی از تو بـاشد ...

چند شعرجدید ازشاعر توانا پرتو نادری

شاید هنوز دیوانه یی باشد ! آسمان مرده است و خورشید را به زمین تبعید کرده اند تاریکی در چراگاه ستاره گان خیمه برافراشته است و گوسفندان حادثه دنبه...

پری کوچک من

پرتونادری  چشمهایت «سنگردی» پنجشیراست در زبان زیبایی کوهستان چشمهایت را به حافظه می سپارم  من زیبایی کوهستانم و جاری می شوم در خلوت...

شعر من و تنهایی تو

شعر های من چقدر خوشبخت اند شعر های من روی لبانت جاری می شوند مانند یک تبسم در نخستین دیدار عاشقانه     شاید وقتی  در یک شب مهتابی شعر های...